25 مهر 1318


قتل فرخی یزدی به دست رضاخان

 
"‌ميرزا محمد فرخي يزدي فرزند محمد ابراهيم درسال 1306 ه. ق (12678) در شهر يزد به دنيا آمد. او از يک خانواده فقير برخاست و تحصيلات مقدماتي خود را در مدسه‌ي مرسلين ( ميسيونرها )‌ي انگليسي يزد به پايان رسانيد. پانزده شانزده ساله بود که طبع ناآرامش وي را به سرودن اشعاري در سرزنش اولياي مدرسه تشويق نمود و همين امر موجب اخراجش از مدرسه گرديد. " صاحب الزمان يک ره سوي مردمان بنگر کز پي لسان گشتند،‌ جمله تابع کافر در نمازشان خوانند ذکر عيسي اندر بر پا رکاب کن از مهر ،‌ اي امام بر و بحر چنين مي نمايد که وي در سنين مدرسه داراي ايماني قوي و دينداري متعهد بوده است. او به کرات در مدرسه مي‌ديد. که شخص گبري ،‌ مسأله گوي شاگردان شده و استاد ترسايي در پي ترغيب آيين ترسا ،‌ دين احمدي را بر باد داده است. "‌ بنابراين به تبليغات مبلغان مسيحي بر عليه دين اسلام اعتراض ميکند و در نتيجه از مدرسه اخراج مي‌گردد. او در يزد با سرودن شعري بر عليه ضيغم الدوله قشقايي ،‌حاکم يزد به قدري مورد غضب قرار گرفت که دستور دادند لبهايش را با نخ و سوزن به يکديگر بدوزند! اين عمل بي‌سابقه و غير انساني ،‌موجب بروزي بلوا و شورش در ميان آزاديخواهان شد. پس از اين جريان ،‌ فرخي يزدي به تهران فرار کرد. در ابتداي سلطنت پهلوي او به مجلس راه مي‌يابد و با انتشار روزنامه‌ي طوفان به انتقاد از پهلوي مي‌پردازد. در آن زمان که "‌ قريب به اتفاق وکلاي مجلس ،‌ طرفدار رضاخان بودند،‌ فرخي را مورد اذيت و آزار قرار دادند و او پيوسته مورد شماتت و دشنام قرار مي‌گرفت ،‌ حتي يکبار توسط يکي از وکلا مورد ضرب و شتم واقع شد. او که وضع خود را بسيار وخيم ديد،‌پس از چند شبانه روز تحصن در مجلس ‌، به مسکو فرار کرد و از آنجا به برلن رفت (‌بهار 1310) "‌ اما با وساطت تيمور تاش وزير دربار وقت ،‌ وليعهد که براي تحصيل در سويس به سر مي‌برد به برلن رفته و رضايت وي را جلب ميکند پس از اين جريان فرخي يزدي به تهران باز مي‌گردد. فضاي کشور ايران در سال 1311 شمسي به قول فرخي "‌محيط مردگان "‌ است . دستگاه نظميه در همه جا رخنه کرده است روزنامه مخالفي وجود ندارد . در مجلس همه به ذائقه‌ي حکمران سخن مي‌گويند و قلمها جز ستايش ترقيات کشو رو تجليل نبوغ پادشاهي که او را قائد اعظم مينامند ،‌کار ديگري ندارند. "‌ او قبلا هم در زمان نخست وزيري رضاخان ،‌ به انتقاد از او مي‌پرداخت . در زماني که همه مديحه گوي امنيت حاصل از حکومت نظامي قزاقها بودند ،‌ فرخي يزدي مي‌گفت :‌ با مشت و لگد معني امنيت چيست ؟‌ با نفي بلد ناجي امنيت کيست؟ با زور مگو که امنيت هست با ناله زمن شنو که امنيت نيست. " و نيز "‌ از يک طرفي ،‌ مجلس ماشيک و قشنگ از يک طرفي عرصه که مليون تنگ قانون حکومت نظامي و فشار اين است حکومت شتر گاو پلنگ فرخي يزدي يکپارچه آتش بود و حکومت استبدادي پهلوي تاب انتقاد را نداشت. "‌ رضا شاه تأکيد داشته که فرخي در همسايگي کاخ تابستاني او ( سعدآباد ) تحت نظر باشد."‌ در اين دوران ،‌ ارتباط فرخي با جهان خارج قطع بود و همواره تحت نظر مفتشين اداره‌ي تامينات قرار داشت. اين زندان غير رسمي فرخي يزدي را به شدت تحت فشار قرار مي‌داد . "‌ شاعر همچون پرنده‌اي محبوس در قفس خود را به در و ديوار مي‌زد،‌ خشمگين مي‌شد،‌ در باغ خانه که ديوار به ديوار کاخ بود قدم مي‌زد و بلند بلند به مسبب اوضاع دشنام مي‌داد ... فرخي حتي از شدت استيصال و براي انتقام جويي ،‌ در نهر‌آبي که از خانه‌ي محل اقامت او به کاخ سعدآباد مي‌رفت ،‌ آشغال مي‌ريخت ! "‌ اما اين حصر خانگي نيز پايان ماجرا نبود و سرانجام شاعر به زندان مي‌افتد بهانه‌ي اين حکم‌،‌ بدهکاري فرخي يزدي بود. طلبکار وي به شهرباني احضار مي کردند و با تهديد شکايتي را از جانب او بر عليه فرخي يزدي تنظيم ميکنند در زندان نيز شاعر با سرودن اشعاري بر عليه اختناق رضاخاني ،‌وضع خود را سخت‌تر مي‌کند. در آخرين شعري که از او ثبت شده ازدواج وليعهد را نشانه‌اي از نزديک شدن حکومت پهلوي به آخر کار معرفي مي کند. "‌ به زندان قفس مرغ دلم چون شاد مي‌گردد مگر روزي که از اين بند غم آزاد مي‌گردد. ز اشک و آه مردم بوي خون آيد که آهن را دهي گر آب و آتش دشنه‌ي فولاد مي‌گردد. دلم از اين خرابي ها بود خوش زآن که مي دانم خرابي چون که از حد بگذرد آباد مي‌گردد... اين غزل براي فرخي حکم تير خلاص دارد ."‌ بنابراين جلاد رضا خان به سراغ شاعر مي‌رود "‌ پزشک احمدي به بهانه‌ي بيماري ،‌او را به بيمارستان زندان مي‌فرستد و در 25 مهرماه 1318 در تاريکي دردناک با آمپول هوا به زندگي او خاتمه ميدهد . جسدش را به احتمال زياد براي دفن به گورستان مسگر‌آباد تهران ميفرستند . جاي مزارش تا کنون شناخته نشده است."

 
کد رخداد : 158



  این روزها در تقویم انقلاب

سالشمار زندگی علامه طباطبائی


سید محمد حسین طباطبایی، فرزند سید محمد، حكیم، فیلسوف، مفسر، فقیه اصولی، شاعر، مشهور به علامه طباطبایی، در سال ۱۲۸۱ش. در تبریز متولد شد.

25 آبان 1393

روزشمار رضاخان سردار سپه از كودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش تا نخست وزیری


در این روزشمار مهمترین وقایع و حوادث زندگی رضاخان را از كودتای اسفند 1299 تا رسیدن وی به نخست وزیری بیان نموده ایم.

20 آبان 1393

سالشمار زندگی شهید محمد جواد تندگویان


شهید محمد جواد تندگویان وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران در سپیده ‌دم روز 26 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس «تندگویان» با وجود اینكه امتیاز لازم را برای اعزام به خارج به عنوان سهمیه بانك ملی به دست آورده بود، در مصاحبه به دلیل اینكه مذهبی ومتعصب شناخته شد، كنار گذاشته واز اعزام او به خارج از كشور برای تحصیل ممانعت به عمل آمد. ایشان با توجه به علاقه‌ای كه داشتند، پس از قبولی در دانشكده «نفت» در «آبادان» مشغول می‌شوند و فعالیت‌های اسلامی و انقلابی خود را در انجمن اسلامی این دانشكده دنبال می‌كنند. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس تندگویان، ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند. 40 روز بعد شهید تندگویان كه به قصد تشویق و تقدیر كاركنان شجاع تاسیسات نفتی از یك راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفتند و به اسارت دشمن درآمدند. او پس از تحمل سالها اسارت وسخت ترین شكنجه ها در زندانهای مخوف عراق در حكومت دیكتاتوری صدام به درجه رفیع شهادت نائل آمد، و در سال 1370 پیكر مطهرش به كشور بازگردانده شد.، ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند. 40 روز بعد شهید تندگویان كه به قصد تشویق و تقدیر كاركنان شجاع تاسیسات نفتی از یك راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفتند و به اسارت دشمن درآمدند. او پس از تحمل سالها اسارت وسخت ترین شكنجه ها در زندانهای مخوف عراق در حكومت دیكتاتوری صدام به درجه رفیع شهادت نائل آمد، و در سال 1370 پیكر مطهرش به كشور بازگردانده شد.

19 آبان 1393

سالشمار زندگی رضاشاه پهلوی


رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده است. در جوانی به نام ناحیه‌ای كه از آن برخاسته بود "رضا سوادكوهی" نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به "رضاخان" و سپس، با ذكر درجه نظامی‌اش، به "رضاخان میرپنج" شناخته شد. بعد از كودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی كل قوا او را "سردار سپه" می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به "رضاشاه پهلوی" شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب "كبیر" داده شد و از آن پس هوادارانش او را "رضاشاه كبیر" می‌خوانند.

15 مهر 1393

سالشمار زندگی دكتر علی شریعتی


زندگی من، مجموعاً، عبارت است از چندین برنامه‌ی پنج‌ساله. همیشه كاری را شروع می‌كرده‌ام و به اوج می‌رسانده‌ام و آخر پنج سال درهم می‌ریخته؛ هر بار از سر: از اول نوجوانی تا ۲۸ مرداد ۳۲ و سقوط دكتر مصدق و آغاز دیكتاتوری، پنج سال. از این دوره تا تشكیل نهضت مقاومت ملی مخفی، كه از ۱۳۳۷ به هم خورد و دستگیر شدیم، پنج سال. از ۳۸ تا ۴۳، در اروپا پنج سال. از ۴۳ تا ۴۸، دوره‌ی خاص آوارگی و زندان و مقدمه‌چینی و زمینه‌سازی دانشكده، پنج سال. دوره‌ی كنفرانس‌های دانشگاه‌ها و ارشاد، پنج سال، تا ۵۱. پس از آن، زندان و خانه‌نشینی و خفقان پنج سال.

14 مهر 1393

یه مناسبت عزیمت امام خمینی به پاریس و شروع مرحله ای تازه در پیروزی انقلاب اسلامی

روزشمار زندگی امام خمینی (ره) در مهرماه 1357


عزیمت تاریخی امام خمینی به پاریس شروع مرحله ای تازه در جریان انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود؛ بدین مناسبت به مهمترین رویداد های مرتبط با امام امت در این مقطع حساس تا وقوع اتقلاب بهمن 57 خواهین پرداخت. در بخش اول به مهمترین وقایع مرتبط با امام خمینی در مهرماه سال 57 خواهیم پرداخت

12 مهر 1393

روزشمار زندگی آیت الله العظمی بروجردی


با زعامت آیت الله بروجردی، اقداماتی در زمینه های مختلف فرهنگی – سیاسی – اجتماعی در حوزه علمیه قم به وجود آمد؛ آیت الله بروجردی بی تفاوت به مسائل سیاسی نبوده بلكه در این زمینه دارای عمل و فعالیت بوده از جمله مواضع آیت الله در نجف و شركت در جلسه تصمیم گیری سیاسی مراجع و بازداشت ایشان در هنگام بازگشت، حمایت از آیت الله قمی در سال 1322، مخالفت با تغییر قانون اساسی، حمایت از مردم فلسطین، برخورد با شاه، برخورد با بهاییان – كه در دستگاههای دولتی وارد شده بودند و عهده دار بسیاری از مشاغل مهم بودند ؛ همه بیانگر ماهیت سیاسی رفتار آیت الله بروجردی است

9 مهر 1393

به مناسبت 8 مهر ماه سالروز شهادت سردار سرلشكر پاسدار محمّد جهان‌آرا

سالشمار زندگی شهید جهان‌آرا


سردار سرلشكر پاسدار محمّد جهان‌آرا یكی از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بود كه در این جنگ بر اثر سانحه هوایی به شهادت رسید.

8 مهر 1393

به مناسبت 7 مهر ماه سالروز شهادت حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد

سالشمار زندگی شهید هاشمی‌نژاد


شهید هاشمی‌نژاد در سال 1311 در بهشهر متولد شد. پس از طی مقدمات تحصیل، عازم قم شد و در محضر آیت‌الله بروجردی و امام خمینی،‌ مدت 14 سال، زانوی شاگردی به زمین زد. در سال 1340 عازم شهر مقدس مشهد شد و در آنجا فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی خود را گسترده‌تر كرد. در شب پانزدهم خرداد 1342 به علت سخنرانی پرشوری كه در تهران ایراد كرد توسط مأموران رژیم دستگیر شد ولی پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و مبارزه را ادامه داد. شهید هاشمی‌نژاد در آبان 1343 برای دومین‌بار به علت سخنرانی علیه رژیم توسط ساواك دستگیر شد. در سال 1350 نیز برای سومین بار دستگیر و برای همیشه ممنوع‌المنبر شد. اما در سال 1354 با ایراد سخنرانی پرشور دیگری علیه رژیم توسط ساواك دستگیر و به 2 سال زندان محكوم گردید. پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و در كنار آیت‌الله خامنه‌ای آنقدر در عرصه مبارزه كوشید كه حضرت امام در نامه‌ای خطاب به ایشان فرمود: «من چشمم به افرادی مانند شماها روشن است» در سال 57 نیز ساواك قصد ترور ایشان را داشت كه ناكام ماند. ایشان پس از انقلاب به عنوان نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد و پس از آن به عنوان دبیر حزب جمهوری اسلامی مشهد برگزیده شد و با شروع جنگ تحمیلی، در جبهه‌های دفاع مقدس حضور یافت. سرانجام ایشان در هفتم مهرماه 1360 هدف نارنجك منافق كوردل قرار گرفت و به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت نائل شد.

7 مهر 1393


بازديد ديروز :

بازديد امروز :

  • نام و نام خانوادگی: *
  • تلفن همراه:
  • پست الکترونیکی: *
  • گرو ه های خبرنامه: *