4 اسفند 1305


تصویب لایحه تاسیس راه آهن سراسری

در روز ۴ اسفند ۱۳۰۵ هجری شمسی لایحه تاسیس راه آهن سراسری ایران تصویب شد. این لایحه كه در روز اول اسفند ماه از سوی مهدی‌قلی هدایت، وزیر فواید عامه به مجلس شورای ملی ارایه شده بود با موافقت نمایندگان به تصویب رسید.

 

لایحه تاسیس راه آهن سراسری یكی از مهم‌ترین لایحه‌هایی بود كه در سال ۱۳۰۵ به مجلس ارایه شد، كه بحث‌های فراوانی در پی داشت. این طرح مخالفین و موافقین فراوانی داشت. مصدق یكی از اعتراض‌كنندگان به لایحه تاسیس راه آهن بود. مهدی‌قلی هدایت (مخبرالسلطنه) در كتاب «خاطرات و مخاطرات» خود درباره طرح احداث خط آهن محمره (خرمشهر) به جز (بندر گز) و مخالفت دكتر مصدق می‌نویسد: «اول اسفند ١٣٠۵ من پیشنهاد راه آهن را به مجلس بردم. من‌الغرائب، مصدق‌السلطنه مخالف شد كه در عوض قندسازی باید دایر كرد. راه آهن منافع مادی مستقیم ندارد. گفتم از راه آهن منافع مادی مستقیم منظور نیست. منافع غیرمستقیم راه آهن بسیار است. نظمیه یا نظام هم منافع مادی ندارد، ضروری مصالح مملكت‌اند. قند هم به جای خود تدارك خواهد شد و اثبات شیء نفی ما عـدا نمی‌كند.»

 

 مخالفت مصدق با كشیدن راه آهن شمال به جنوب

لایحه احداث خط آهن بندر محمره (خرمشهر) به بندر جز (گز) برای اولین بار توسط دكتر مصدق در ٢٠ بهمن ١٣٠۴ و درست دو روز پیش از پایان پنجمین دوره مجلس شورای ملی مورد مخالفت قرار گرفت و سپس در دوره ششم در اسفند ١٣٠۵ طی سلسله بحث‌های تند و داغی در مجلس مورد بررسی قرار گرفت. در این باره نظرات متناقضی مطرح بود. كسانی مانند دكتر مصدق اعتقاد داشتند كه هزینه و زمان اجرای چنین طرحی در شرایطی كه كشور ایران باید برای تهیه قند ملت ارز به خارج بفرستد توجیه اقتصادی و فنی ندارد. در مقابل كسانی مانند مهدی‌قلی هدایت اجرای این طرح را یك اقدام اساسی در جهت احداث صنایع زیربنایی و سرمایه‌گذاری ملی می‌دانستند. به هر حال این لایحه در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و خرمشهر به عنوان یكی از مبادی خط آهن سراسری انتخاب شد.

 

 تا سال‌ها راه آهن سراسری ایران همچنان كه دكتر محمد مصدق پیش‌بینی كرده بود تنها به عنوان یك خط حمل و نقل داخلی برجای ماند و به علت محدودیت روابط ایران و اتحاد شوروی هرگز به طور عمده و مقرون به صرفه از این خط استفاده نشد. دولت بریتانیا از‌‌ همان ابتدا اعتقاد داشت كه این خط‌‌ آهن از شمال به جنوب كشیده شود، تا بتواند جهت حمله احتمالی به روسیه و سپس شوروی پس از انقلاب اكتبر ۱۹۱۷ استفاده شود.

احمدشاه نیز در پاسخ به پیشنهاد انگلیسی‌‌ها برای مفتوح ساختن باب مذاكره در مورد كشیدن راه آهن گفت: «راه آهنی كه به صلاح و صرفه ایران است، راه آهنی است كه از دزداب (زاهدان فعلی) شروع می‌شود و مسیر آن به اصفهان و تهران باشد و از آنجا به اراك و كرمانشاه متصل شود، یعنی از شرق به غرب ایران، چنانكه از زمان داریوش هم راه تجارت هندوستان در آسیا و سواحل مدیترانه همین راه بوده است و این راه برای ملت ایران ‌‌نهایت صرفه را از لحاظ تجارت خواهد داشت، ولی راه آهن عراق به منجر خزر فقط جنبه نظامی و سوق‌الجیشی دارد و من نمی‌توانم پول ملت را گرفته یا از كشورهای خارج وام گرفته و صرف راه آهنی كه فقط جنبه نظامی دارد نمایم.»

 

 غربی- شرقی یا شمالی- جنوبی؟

در سال ۱۹۱۲ برابر با ۱۲۹۱ شمسی كه در مجلس عوام انگلستان گفت‌وگو بر سر مساله راه آهن سراسری ایران به میان آمد، لرد كتر زین، نایب‌السلطنه هندوستان كه بعد‌ها به عنوان وزیر خارجه منصوب شد، گفت: «در مدت ۲۰ سال تأیید كردند كه هندوستان باید محاط باشد، در یك حلقه كوه‌ها و صحرا‌ها كه بدون تلفات زیاد و پول، غیرقابل عبور باشد. این سیاست، هندوستان را از هر حمله‌ای حراست كرده و هیچ ملتی حق عبور از این منطقه حمایت شده را نداشت؛ اما اگر این راه آهن، راه آهن غربی- شرقی ایران ساخته می‌شد، آن وقت تمام آن سیاست به خطا بوده و به ما می‌گویند، این اصول را نپذیرید كه سیاست حقیقی هند عبارت است از باز كردن سرحدات آن به طرف مغرب.» با اینكه همگان به سودمندی راه آهن شرق و غرب چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ نظامی، آگاه بوده و اعتقاد داشتند كه این مسیر كاربردهای فراوانی دارد، ولی رضاشاه آن را نپذیرفت. می‌توان تصور كرد كه این موضع رضاشاه در درجه اول مربوط به نفوذ انگلیس بر اركان دولتش بوده و او آن قدر‌ها حكومت خود را مستحكم نمی‌دید كه بتواند در مقابل انگلیس‌ها به صورت قاطع ایستادگی كند و منافع آن را نادیده گیرد. از سوی دیگر رضاشاه همیشه نسبت به روسیه نظر نامساعدی داشت و در آن هنگام مخالفت با شوروی را ارجح می‌دانست.

دنیس رایت در كتاب خود می‌نویسد: «در اینكه تا پایان دوره قاجار هیچ خط آهن طویل‌المسافتی در ایران كشیده نشده بود، در نتیجه هیچ گونه قصوری كه از جانب بریتانیا باشد، نبود. جولیوس دو رویتر از میان جنبه‌های متعدد امتیاز وسیع و همه جانبه‌ای كه در سال ۱۸۷۲ از شاه كسب كرده بود، در وهله نخست به راه آهنی دل بسته بود كه امید داشت بین دریای خزر و خلیج فارس بكشد. دولت بریتانیا از خطری كه روسیه را متوجه ایران ساخته بود، بیش از پیش نگران شده بود. سخت عقیده داشت كه چنانچه راه آهنی بین خلیج فارس و درون ایران موجود نباشد، كمك نظامی بریتانیا به ایران در صورت حمله روسیه از شمال غیرممكن خواهد بود.»

اولین كلنگ ساختمان راه آهن

 روز یكشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶ بر حسب دعوتی كه از طرف وزارت فواید عامه به عمل آمده بود، در بیرون دروازه گمرك با حضور وزراء، رجال، نمایندگان مجلس، سفرا و امرای ارتش، مدیران جراید و طبقات دیگر در محوطه حسین‌آباد در ساعت ۸ صبح پس از آنكه رضاخان بیاناتی ایراد كرد، نخست‌وزیر هم در پاسخ مطالبی بیان داشت و كلنگ نقره‌ای به دست رضاخان داد و او هم بر زمین زد كه طبق نقشه محل ایستگاه راه مركزی راه آهن شروع به ساختمان گردد.

 زیر ساخت‌های شبكه راه آهن از ۲۳ مهر آغاز شد و تكمیل آن ۱۱ سال به طول انجامید. هزینه آن عمدتا از محل مالیات ویژه‌ای كه بر چای و قند و شكر، دو قلم حیاتی در غذای روزانه (نان و پنیر و چای) مردم بسته شد و كسری آن نیز از طریق وام‌های بانكی و اعتبارات دولتی تأمین می‌شد. مسیر جنوبی راه آهن از تهران به خلیج‌ فارس، می‌بایستی با در نظر گرفتن مسائل نظامی داخلی تعیین شده باشد، زیرا دستیابی به مناطق سكنی اقوام و عشایر ناآرام را بسیار آسان‌تر می‌ساخت. در حقیقت احتمال دارد كه رضاشاه هنگامی كه برای سركوب شیخ خزعل به خوزستان لشگركشی می‌كرد، به این فكر افتاده باشد.

 

 افسوس رضاشاه از نابود نكردن راه آهن

 رضاشاه در اواخر حكومتش از آلمانی‌ها طرفداری می‌كرد. او تصور می‌كرد كه آلمان قدرتمند می‌تواند با شكست روس و انگلیس اولا دو دشمن دیرینه ایران را سركوب كند و ثانیا ایران را به عنوان یك متحد در بخشی از این پیروزی شریك كند، اما او نمی‌دانست كه همین راه آهن زمینه شكست آلمان و تبعید او از كشور را فراهم می‌سازد. چنانكه پس از تبعید، از اینكه بنا‌ها و تاسیسات راه آهن را تخریب نكرده بود، تأسف می‌خورد.

 ملكه مادر در خاطراتش می‌نویسد: «یادم هست كه رضا دو سه روز بعد از اشغال ایران به من گفت: تاجی جان ما خبط (اشتباه) بزرگی كردیم كه پل ورسك را منهدم نساختیم، ما باید از‌‌ همان اواسط مرداد ماه كه زمزمه حمله به ایران را شنیده بودم، اقدام به نابود كردن راه آهن می‌كردیم. رضا تا پایان عمر همیشه غبطه می‌خورد كه چرا پل ورسك را، خراب نكرده و راه متفقین را نبسته است.»

 


 
کد رخداد : 559



  این روزها در تقویم انقلاب

سالشمار زندگی علامه طباطبائی


سید محمد حسین طباطبایی، فرزند سید محمد، حكیم، فیلسوف، مفسر، فقیه اصولی، شاعر، مشهور به علامه طباطبایی، در سال ۱۲۸۱ش. در تبریز متولد شد.

25 آبان 1393

روزشمار رضاخان سردار سپه از كودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش تا نخست وزیری


در این روزشمار مهمترین وقایع و حوادث زندگی رضاخان را از كودتای اسفند 1299 تا رسیدن وی به نخست وزیری بیان نموده ایم.

20 آبان 1393

سالشمار زندگی شهید محمد جواد تندگویان


شهید محمد جواد تندگویان وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران در سپیده ‌دم روز 26 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس «تندگویان» با وجود اینكه امتیاز لازم را برای اعزام به خارج به عنوان سهمیه بانك ملی به دست آورده بود، در مصاحبه به دلیل اینكه مذهبی ومتعصب شناخته شد، كنار گذاشته واز اعزام او به خارج از كشور برای تحصیل ممانعت به عمل آمد. ایشان با توجه به علاقه‌ای كه داشتند، پس از قبولی در دانشكده «نفت» در «آبادان» مشغول می‌شوند و فعالیت‌های اسلامی و انقلابی خود را در انجمن اسلامی این دانشكده دنبال می‌كنند. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس تندگویان، ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند. 40 روز بعد شهید تندگویان كه به قصد تشویق و تقدیر كاركنان شجاع تاسیسات نفتی از یك راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفتند و به اسارت دشمن درآمدند. او پس از تحمل سالها اسارت وسخت ترین شكنجه ها در زندانهای مخوف عراق در حكومت دیكتاتوری صدام به درجه رفیع شهادت نائل آمد، و در سال 1370 پیكر مطهرش به كشور بازگردانده شد.، ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند. 40 روز بعد شهید تندگویان كه به قصد تشویق و تقدیر كاركنان شجاع تاسیسات نفتی از یك راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفتند و به اسارت دشمن درآمدند. او پس از تحمل سالها اسارت وسخت ترین شكنجه ها در زندانهای مخوف عراق در حكومت دیكتاتوری صدام به درجه رفیع شهادت نائل آمد، و در سال 1370 پیكر مطهرش به كشور بازگردانده شد.

19 آبان 1393

سالشمار زندگی رضاشاه پهلوی


رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده است. در جوانی به نام ناحیه‌ای كه از آن برخاسته بود "رضا سوادكوهی" نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به "رضاخان" و سپس، با ذكر درجه نظامی‌اش، به "رضاخان میرپنج" شناخته شد. بعد از كودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی كل قوا او را "سردار سپه" می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به "رضاشاه پهلوی" شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب "كبیر" داده شد و از آن پس هوادارانش او را "رضاشاه كبیر" می‌خوانند.

15 مهر 1393

سالشمار زندگی دكتر علی شریعتی


زندگی من، مجموعاً، عبارت است از چندین برنامه‌ی پنج‌ساله. همیشه كاری را شروع می‌كرده‌ام و به اوج می‌رسانده‌ام و آخر پنج سال درهم می‌ریخته؛ هر بار از سر: از اول نوجوانی تا ۲۸ مرداد ۳۲ و سقوط دكتر مصدق و آغاز دیكتاتوری، پنج سال. از این دوره تا تشكیل نهضت مقاومت ملی مخفی، كه از ۱۳۳۷ به هم خورد و دستگیر شدیم، پنج سال. از ۳۸ تا ۴۳، در اروپا پنج سال. از ۴۳ تا ۴۸، دوره‌ی خاص آوارگی و زندان و مقدمه‌چینی و زمینه‌سازی دانشكده، پنج سال. دوره‌ی كنفرانس‌های دانشگاه‌ها و ارشاد، پنج سال، تا ۵۱. پس از آن، زندان و خانه‌نشینی و خفقان پنج سال.

14 مهر 1393

یه مناسبت عزیمت امام خمینی به پاریس و شروع مرحله ای تازه در پیروزی انقلاب اسلامی

روزشمار زندگی امام خمینی (ره) در مهرماه 1357


عزیمت تاریخی امام خمینی به پاریس شروع مرحله ای تازه در جریان انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود؛ بدین مناسبت به مهمترین رویداد های مرتبط با امام امت در این مقطع حساس تا وقوع اتقلاب بهمن 57 خواهین پرداخت. در بخش اول به مهمترین وقایع مرتبط با امام خمینی در مهرماه سال 57 خواهیم پرداخت

12 مهر 1393

روزشمار زندگی آیت الله العظمی بروجردی


با زعامت آیت الله بروجردی، اقداماتی در زمینه های مختلف فرهنگی – سیاسی – اجتماعی در حوزه علمیه قم به وجود آمد؛ آیت الله بروجردی بی تفاوت به مسائل سیاسی نبوده بلكه در این زمینه دارای عمل و فعالیت بوده از جمله مواضع آیت الله در نجف و شركت در جلسه تصمیم گیری سیاسی مراجع و بازداشت ایشان در هنگام بازگشت، حمایت از آیت الله قمی در سال 1322، مخالفت با تغییر قانون اساسی، حمایت از مردم فلسطین، برخورد با شاه، برخورد با بهاییان – كه در دستگاههای دولتی وارد شده بودند و عهده دار بسیاری از مشاغل مهم بودند ؛ همه بیانگر ماهیت سیاسی رفتار آیت الله بروجردی است

9 مهر 1393

به مناسبت 8 مهر ماه سالروز شهادت سردار سرلشكر پاسدار محمّد جهان‌آرا

سالشمار زندگی شهید جهان‌آرا


سردار سرلشكر پاسدار محمّد جهان‌آرا یكی از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بود كه در این جنگ بر اثر سانحه هوایی به شهادت رسید.

8 مهر 1393

به مناسبت 7 مهر ماه سالروز شهادت حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد

سالشمار زندگی شهید هاشمی‌نژاد


شهید هاشمی‌نژاد در سال 1311 در بهشهر متولد شد. پس از طی مقدمات تحصیل، عازم قم شد و در محضر آیت‌الله بروجردی و امام خمینی،‌ مدت 14 سال، زانوی شاگردی به زمین زد. در سال 1340 عازم شهر مقدس مشهد شد و در آنجا فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی خود را گسترده‌تر كرد. در شب پانزدهم خرداد 1342 به علت سخنرانی پرشوری كه در تهران ایراد كرد توسط مأموران رژیم دستگیر شد ولی پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و مبارزه را ادامه داد. شهید هاشمی‌نژاد در آبان 1343 برای دومین‌بار به علت سخنرانی علیه رژیم توسط ساواك دستگیر شد. در سال 1350 نیز برای سومین بار دستگیر و برای همیشه ممنوع‌المنبر شد. اما در سال 1354 با ایراد سخنرانی پرشور دیگری علیه رژیم توسط ساواك دستگیر و به 2 سال زندان محكوم گردید. پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و در كنار آیت‌الله خامنه‌ای آنقدر در عرصه مبارزه كوشید كه حضرت امام در نامه‌ای خطاب به ایشان فرمود: «من چشمم به افرادی مانند شماها روشن است» در سال 57 نیز ساواك قصد ترور ایشان را داشت كه ناكام ماند. ایشان پس از انقلاب به عنوان نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد و پس از آن به عنوان دبیر حزب جمهوری اسلامی مشهد برگزیده شد و با شروع جنگ تحمیلی، در جبهه‌های دفاع مقدس حضور یافت. سرانجام ایشان در هفتم مهرماه 1360 هدف نارنجك منافق كوردل قرار گرفت و به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت نائل شد.

7 مهر 1393


بازديد ديروز :

بازديد امروز :

  • نام و نام خانوادگی: *
  • تلفن همراه:
  • پست الکترونیکی: *
  • گرو ه های خبرنامه: *