16 اردیبهشت 1343


در گذشت آیت الله كمالوند خرم آبادی

 

 

آیت‌الله روح‌الله كمالوند خرم‌آبادی‌ در سال‌ ۱۳۱۹ق در خرم‌آباد زاده‌ شد (شریف‌ رازی‌، ۵/۲۹؛ والیزاده‌ معجزی‌، ۲۵۱). وی‌ دوران‌ كودكی‌ و نوجوانی‌ را در خرم‌آباد سپری‌ كرد و خواندن‌ و نوشتن‌ و مقدمات‌ علوم‌ دینی‌ را نزد شیخ‌الاسلام‌ (عمویش‌) و مرحوم‌ آیت‌ الله سید ابوتراب‌ جزایری‌ فراگرفت‌  (كاظمی‌، ۱۴۷؛ والیزاده‌ معجزی‌ ۱۵۱-۱۵۲). به‌ سال ۱۳۳۶ق / ۱۲۹۶ش‌ در ۱۷ سالگی‌ رهسپار بروجرد شد و به‌ جرگه‌ی‌ شاگردان‌ آیت‌الله حاج‌ آقا حسین‌ بروجردی‌ درآمد (شریف‌ رازی‌، ۵/۲۹؛ والیزاده‌ معجزی‌، ۲۵۲).  دو سال‌ نزد ایشان‌ و دیگر علمای‌ بروجرد درس‌ خواند و سپس‌ در سال‌ ۱۳۳۸ق/ ۱۲۹۸ ش‌ راهی‌ اراك‌ شد و به‌ حلقه‌ی‌ درس‌ آیت‌الله حاج‌ شیخ‌ عبدالكریم‌ حائری‌ پیوست‌ (والیزاده‌ معجزی‌، ۲۵۲، كاظمی‌، ۱۴۷). در سال‌ ۱۳۴۰ق / ۱۳۰۰ش‌ كه‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ اراك‌ به‌ قم‌ انتقال‌ یافت‌، به‌ همراه‌ دیگر شاگردان‌ آیت‌الله حائری‌ به‌ آن‌ شهر مهاجرت‌ كرد و در حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ قم‌ تا سال‌ ۱۳۰۶ش‌ مشغول‌ تحصیل‌ بود (شریف‌ رازی‌، ۵/۲۹). در این‌ زمان‌ وی‌ یكی‌ از شاگردان‌ معروف‌ و خوش‌استعداد آیت‌الله حائری‌ بود و در فقه‌ و اصول‌ با آیت‌الله گلپایگانی‌ و در فلسفه‌ با حضرت‌ امام‌ هم‌ بحث‌ بود  (طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۶۲). او از آیت‌الله حائری‌ اجازه‌ی‌ اجتهاد گرفت‌  (كاظمی‌، ۱۸۰؛ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، س‌. ش‌ ۱۵)  و علوم‌ معقول‌ را نزد میرزا علی‌ اكبر یزدی‌ خواند  (والیزاده‌ معجزی‌، ۲۵۲، شریف‌ رازی‌، ۵/۲۹). از مرحوم‌ حاج‌ شیخ‌ عباس‌ قمی‌ اجازه‌ی‌ روایت‌ دریافت‌ كرد  (كاظمی‌، ۱۴۷)  و دوستی‌ ناگسستنی‌ او با حضرت‌ امام‌ طی‌ این‌ دوره‌ پی‌ریزی‌ شد.

در سال‌ ۱۳۴۶ق /۱۳۰۶ ش‌ به‌ خرم‌آباد بازگشت‌  (طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۶۲، شریف‌ رازی‌، ۵/۲۹)  و تا سال‌ ۱۳۶۴ق/ ۱۳۲۴ ش‌ یعنی‌ سراسر حكومت‌ پهلوی‌ اول‌ را ـ كه‌ هم‌زمان‌ پرماجراترین‌ سال‌های‌ تاریخ‌ لرستان‌ بود ـ. در این‌ شهر اقامت‌ داشت‌ و این‌ دوره‌ را به‌ ترویج‌ و تبلیغ‌ اسلام‌، تعلیم‌ و تربیت‌ علاقه‌مندان‌ و تدریس‌ در حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ بروجرد سپری‌ كرد (والیزاده‌ معجزی‌، ۲۵۳). در فضای‌ پس‌ از شهریور ۱۳۲۰ او و آیت‌الله سید عیسی‌ جزایری‌، با پشتیبانی‌ روحانیون‌ و مذهبیون‌ خرم‌آباد، نقش‌ فعالی‌ در برگزاری‌ انتخابات‌ دوره‌ی‌ چهاردهم‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ ایفا كردند  (سازمان‌ اسناد ملی‌، شماره‌ی‌ ۱۰۳۰۱۴، ۱۱۹۷۶، ۱۱۸۶۶).

با طرح‌ مرجعیت‌ عامه‌ی‌ آیت‌الله بروجردی‌ و در پی‌ عزیمت‌ وی‌ به‌ قم‌ (محرم‌ ۱۳۶۴ / دی‌ ۱۳۲۴)، آیت‌الله كمالوند نیز به‌ قم‌ آمد و دوره‌ی‌ نوینی‌ از فعالیت‌های‌ سیاسی‌ مذهبی‌ او آغاز گردید. وی‌ در این‌ زمان‌ همراه‌ امام‌ و دیگر آقایان‌ در سطوح‌ عالی‌ حوزه‌ تدریس‌ می‌كرد؛ مكاسب‌ و كفایه‌ درس‌ می‌داد و در سال‌های‌ آخر اقامتش‌ در قم‌، درس‌ خارج‌ را نیز آغاز نمود  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۳۰ و ۶۲و ۸۲). او در كنار تدریس‌، به‌ مسائل‌ سیاسی‌ نیز توجه‌ داشت‌ و در ۲۲ جمادی‌الاخر ۱۳۶۶ق همراه‌ با حضرت‌ امام‌ و آقایان‌ گلپایگانی‌، مرتضی‌ حائری‌ و محمد یزدی‌ طی‌ نامه‌ای‌ به‌ آیت‌الله بروجردی‌ نگرانی‌ خود از شایعه‌ی‌ موافقت‌ ایشان‌ با تشكیل‌ مجلس‌ مؤسسان‌ برای‌ تغییر قانون‌ اساسی‌ را اعلام‌ كرد  (كاظمی‌، ۱۵۴). همچنین‌ در ۱۳۲۷ كه‌ آیت‌الله كاشانی‌ در قلعه‌ی‌ فلك‌الافلاك‌ زندانی‌ بود، كمالوند از نفوذ سیاسی‌ ـ مذهبی‌ خود در خرم‌آباد استفاده‌ كرد و به‌ دیدار او رفت‌ (صحیفه‌ی‌ نور، ۱۳/۲۱۶-۲۱۷).

با اینكه‌ تعطیلات‌ تابستان‌ را در خرم‌ آباد به‌ سر می‌برد و همواره‌ ارتباط‌ و نفوذ سیاسی‌ مذهبی‌ خود در لرستان‌ را حفظ‌ كرده‌ بود، ولی‌ به‌ درخواست‌ و اصرار مردم‌ خرم‌ آباد، در ۱۳۶۹ق/ ۱۳۲۹ ش‌ آیت‌الله بروجردی‌ وی‌ را مأمور اقامت‌ در این‌ شهر و ساختن‌ حوزه‌ی‌ كمالیه‌ نمود  (طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۶۲-۶۳؛ كاظمی‌، ۱۴۷). هزینه‌ی‌ تأسیس‌ حوزه‌ از موقوفات‌ تأمین‌ می‌شد، ولی‌ كسری‌ آن‌ را كه‌ مبلغ‌ گزافی‌ نیز بود، آیت‌الله كمالوند می‌پرداخت‌  (والیزاده‌ معجزی‌، ۲۵۵ و ۲۶۵). او علاوه‌ بر تدریس‌ درس‌ خارج‌، می‌كوشید تا اساتید حوزه‌های‌ بروجرد، اصفهان‌ و دیگر شهرها را با هزینه‌ی‌ شخصی‌ خود به‌ خرم‌ آباد دعوت‌ كند (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۶۳؛ والیزاده‌ معجزی‌، ۲۵۵). در نتیجه‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ كمالیه‌ بنیادی‌ برای‌ ترویج‌ اسلام‌ و تربیت‌ نسل‌ نوینی‌ از علمای‌ لرستان‌ شد و آیت‌الله كمالوند ضمن‌ اداره‌ی‌ آن‌ به‌ رفع‌ مشكلات‌ مردم‌ و امور عام‌المنفعه‌ چون‌ ساخت‌ حمام‌، مسجد و… هم‌ می‌پرداخت‌ (والیزاده‌ معجزی‌، ۲۵۵-۲۶۵).

در پاییز ۱۳۳۰ كه‌ هفت‌ تن‌ از فدائیان‌ اسلام‌ به‌ سرپرستی‌ شیخ‌ علی‌ اصغر مروارید به‌ خرم‌آباد تبعید شدند، آیت‌الله كمالوند از حامیان‌ و میزبانان‌ آنان‌ بود  (كاظمی‌، ۱۶۹). مبارزه‌ی‌ شدید وی‌ با گسترش‌ نفوذ توده‌ای‌ها در لرستان‌، از جمله‌ دیگر اقدامات‌ او در این‌ زمان‌ است‌. همچنین‌ به‌ دنبال‌ حادثه‌ی‌ درگیری‌ طلاب‌ قم‌ با توده‌ای‌های‌ استقبال‌ كننده‌ از سید علی‌ اكبر برقعی‌ در دی‌ ماه‌ ۱۳۳۱، با برپایی‌ مجالسی‌ در حوزه‌ی‌ كمالیه‌ و ارسال‌ تلگراف‌هایی‌ شهر خرم‌آباد را به‌ تعطیلی‌ كشاند  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌خرم‌آبادی‌، ۶۵ و ۷۲-۷۴ و ۸۹).

وی‌ به‌ ضرورت‌ فضای‌ سیاسی‌ سال‌های‌ ۱۳۳۰-۱۳۳۲ كوشید تا افزون‌ بر نفوذ مذهبی‌، در اركان‌ سیاسی‌ ـ اداری‌ لرستان‌ نیز نفوذ یابد. از این‌رو در انتخابات‌ دوره‌ی‌ هفدهم‌ مجلس‌ حضور مؤثر داشت‌ و وكیل‌ دلخواه‌ خود را به‌ مجلس‌ فرستاد. همچنین‌ در درگیری‌ خونین‌ ۱۵ بهمن‌ ۱۳۳۰ میان‌ طرفداران‌ نامزدهای‌ حوزه‌ی‌ انتخابیه‌ی‌ خرم‌ آباد، آیت‌الله كاشانی‌ طی‌ اطلاعیه‌ای‌ او را به‌ حفظ‌ آرامش‌ و جلوگیری‌ از تأخیر در انتخابات‌ مكلف‌ نمود (قاسمی‌، ۱/۴۷ و ۵۱-۵۲ و ۶۲).

در رمضان‌ ۱۳۷۴ / اردیبهشت‌ ۱۳۳۴ كه‌ مبارزه‌ی‌ آیت‌الله بروجردی‌ علیه‌ بهائیت‌ شدت‌ گرفت‌، آیت‌الله كمالوند نیز نقش‌ مؤثری‌ داشت‌. آیت‌الله بروجردی‌ و دیگر علما به‌ قم‌ آمدند و پس‌ از دیدار با علمای‌ قم‌ رهسپار تهران‌ شدند، ولی‌ اقدامات‌ وی‌ در متقاعد ساختن‌ شاه‌ و دولت‌ برای‌ مهار قدرت‌ بهائیان‌ به‌ جایی‌ نرسید؛ در نتیجه‌ آیت‌الله بروجردی‌ تصمیم‌ گرفت‌ ایران‌ را ترك‌ كند  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌آبادی‌، ۶۷-۶۸).

طی‌ این‌ سال‌ها میان‌ او و آیت‌الله كاشانی‌ ارتباط‌ نزدیكی‌ وجود داشت‌  (آرشیو مؤسسه‌ی‌ مطالعات‌ تاریخ‌ معاصر، س٫‌ ش‌ ۹۴ – ۳۱۷ – ۵؛ ۵۶۴-۱۱۱۱-۵). افزون‌ بر این‌ یك‌ بار از طرف‌ محمد شاهرودی‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ سفر كرد  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌خرم‌آبادی‌، ۶۸). سیدمصطفی‌ وكیلی‌، فرماندار خرم‌آباد، در گزارش‌های‌ ارسالی‌ سال‌ ۱۳۳۷ـ ۱۳۳۸ بارها از نفوذ سیاسی‌ـ مذهبی‌ وی‌ در میان‌ مردم‌ و نیز ادارات‌ دولتی‌ خرم‌آباد ابراز نگرانی‌ كرده‌ است‌. در همین‌ زمان‌ برخی‌ از مخالفان‌، ایشان‌ را به‌ همراهی‌ و حمایت‌ از توده‌ای‌ها و كشت‌ تریاك‌ متهم‌ ساختند، اما این‌ اتهامات‌ چنان‌ بی‌اساس‌ بود كه‌ حتی‌ از سوی‌ سازمان‌ اطلاعات‌ و امنیت‌ كشور نیز تكذیب‌ شد  (مركز اسناد ریاست‌ جمهوری‌، اسناد نخست‌وزیری‌ ش‌. س‌ ۲ ـ ۴۷۴۸۰؛ ۳۸۶۳۰).

در ۱۰ فروردین‌ ۱۳۴۰ كه‌ آیت‌الله بروجردی‌ رحلت‌ فرمود، آیت‌الله‌ كمالوند مردم‌ را متوجه‌ مرجعیت‌ آسیدعبدالهادی‌ شیرازی‌ در نجف‌ كرد، ولی‌ با رحلت‌ وی‌ در خرداد ۱۳۴۱، با همكاری‌ دیگر علمای‌ خرم‌آباد به‌ تبلیغ‌ مرجعیت‌ امام‌ پرداخت‌. سپس‌ به‌ قم‌ آمد و دوره‌ی‌ نوینی‌ از فعالیت‌های‌ سیاسی‌ مذهبی‌ آغاز گردید. وی‌ در این‌ زمان‌ به‌ همراه‌ حضرت‌ امام‌ و دیگر آقایان‌ در سطوح‌ عالی‌ حوزه‌ تدریس‌ می‌كرد و مكاسب‌ و كفایه‌ درس‌ می‌داد و در سال‌های‌ آخر اقامتش‌ در قم‌، درس‌ خارج‌ را نیز آغاز نمود  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌آبادی‌، ۳۰ و ۶۲ و ۸۲).

سال‌های‌ ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۳ اوج‌ فعالیت‌های‌ سیاسی‌ آیت‌الله كمالوند در تاریخ‌ مبارزات‌ روحانیون‌ ایران‌ است‌. وی‌ در جریان‌ لغو تصویبنامه‌ی‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ طی‌ ماه‌های‌ مهر تا آذر ۱۳۴۱، ارتباط‌ نزدیكی‌ با امام‌ داشت‌. در بیشتر موارد رابط‌ او آیت‌الله طاهری‌ خرم‌ آبادی‌ بود كه‌ به‌ گفته‌ی‌ وی‌، آیت‌الله كمالوند به‌ امام‌ می‌گفت‌ كه‌ هر وقت‌ شما صلاح‌ بدانید من‌ به‌ تهران‌ بروم‌ و با سران‌ حكومت‌ صحبت‌ كنم‌ یا اگر دستور بدهید ما بازار را تعطیل‌ كنیم‌ (طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۱۴۷). وی‌ در تلگرافی‌ كه‌ به‌ همراهی‌ آیت‌الله عیسی‌ جزایری‌ برای‌ امیراسدالله‌ علم‌ فرستاد: «نتیجه‌ی‌ بی‌اعتنایی‌ به‌ افكار مسلمین‌» را علت‌ بروز آشوب‌ در منطقه‌ ذكر كرد و خواستار لغو تصویبنامه‌ شد  (اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۲/۲۶؛ دوانی‌، ۳ و ۴/۱۲۳). حتی‌ زمانی‌ كه‌ پاسخ‌ دولت‌ به‌ درخواست‌ مراجع‌ كمی‌ به‌ طول‌ انجامید، قرار شد كه‌ آیت‌الله كمالوند همراه‌ یكی‌ دیگر از علما نزد شاه‌ برود كه‌ البته‌ به‌ دلایلی‌ این‌ طرح‌ عملی‌ نشد  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌آبادی‌، ۱۴۷). تلاش‌ و نقش‌ مؤثر او در این‌ برهه‌، مورد توجه‌ بسیاری‌ از مراجع‌ آن‌ روز قرار گرفت‌. امام‌ طی‌ نامه‌ای‌ به‌ ایشان‌ نوشت‌: «گرچه‌ در مدتی‌ كه‌ بر ما گذشت‌، بسیار تلخی‌ها دیدیم‌ و رنج‌ فراوان‌ بردیم‌ و حقیقت‌های‌ ناگوار روشن‌ شد كه‌ كاش‌ نمی‌شد، لكن‌ تلخی‌ها را اعلام‌ لغو تصویبنامه‌ با همه‌ی‌ لجاجت‌ و سرسختی‌ دولت‌ و غیره‌ محو كرد و اینجانب‌ در خلال‌ این‌ مدت‌ كه‌ به‌ مطالعه‌ی‌ شخصیات‌ نیز مشغول‌ بودم‌، اعتراف‌ می‌كنم‌ كه‌ جناب‌عالی‌ در صف‌ اول‌ واقع‌ بودید»  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، س‌. ش‌ ۱۷). افزون‌ بر این‌ آیات‌ عظام‌ گلپایگانی‌ و میلانی‌ نیز طی‌ نامه‌های‌ جداگانه‌ای‌ از تلاش‌ ایشان‌ قدردانی‌ كردند  (همان‌، س‌. ش‌ ۲۰٫۱۹؛ كاظمی‌، ۱۸۴ و ۱۸۵).

با طرح‌ انقلاب‌ سفید و لوایح‌ ششگانه‌ در زمستان‌ ۱۳۴۱، علمای‌ خرم‌آباد نیز مبارزه‌ی‌ خود را آغاز كردند. آیت‌الله كمالوند ضمن‌ رهبری‌ نهضت‌ در لرستان‌، روزهای‌ پایانی‌ اسفند ۱۳۴۱ به‌ قم‌ عزیمت‌ كرد  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، س‌. ش‌ ۳۶ و ۳۷). به‌ هنگام‌ وقوع‌ حادثه‌ی‌ دوم‌ فروردین‌ ۱۳۴۲ مدرسه‌ی‌ فیضیه‌، در قم‌ حضور داشت‌ و از جمله‌ كسانی‌ بود كه‌ توسط‌ آیات‌ عظام‌ خویی‌ و حكیم‌، پشتیبانی‌ و برای‌ مهاجرت‌ به‌ نجف‌ دعوت‌ شد  (اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۱/۸۳ و ۸۶-۸۵). وی‌ تا ۱۱ فروردین‌ با همه‌ی‌ آیات‌ عظام‌ و نیز فرماندار قم‌ دیدار كرد، سپس‌ برای‌ ملاقات‌ شاه‌ و انتقال‌ صریح‌ خواسته‌های‌ روحانیون‌ به‌ تهران‌ رفت‌ (طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۱۶۰-۱۶۱، س‌ ش‌ ۳۸). در این‌ دیدار شاه‌ ضمن‌ مقایسه‌ی‌ عملكرد روحانیون‌ ایران‌ با علمای‌ اهل‌ سنت‌، از رفتار آنها انتقاد كرد. وی‌ هم‌ در پاسخ‌ گفت‌: «آنها مأمورین‌ رسمی‌ دولت‌هایشان‌ هستند و دعاكردنشان‌ به‌ پادشاه‌ روی‌ انجام‌ مأموریت‌ است‌؛ مانند استانداران‌ و فرمانداران‌ ایران‌ كه‌ دعا و نیایش‌ آنان‌ برای‌ پادشاه‌ روی‌ مراسم‌ اداری‌ است‌؛ ولی‌ علمای‌ شیعه‌ در تاریخ‌ هزارساله‌ی‌ خود هیچ‌ گاه‌ مأمور حكومت‌ها نبوده‌ و نخواهند بود، باید حساب‌ها را از هم‌ جدا كرد»  (دوانی‌، ۳و۴/۱۸۳). شاه‌ پاسخ‌ روشنی‌ به‌ آیت‌الله كمالوند نداد و وی‌ نیز نتیجه‌ را به‌ اطلاع‌ مراجع‌ قم‌ رساند  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۱۶۴-۱۶۵).

آیت‌الله‌ كمالوند تا آغازین‌ روزهای‌ نیمه‌ی‌ فروردین‌ ۱۳۴۲ در قم‌ اقامت‌ داشت‌؛ سپس‌ به‌ خرم‌آباد بازگشت‌، اما كمی‌ بعد دولت‌ از او خواست‌ تا میانجی‌ آشتی‌ میان‌ مراجع‌ و دولت‌ شود. وی‌ نیز این‌ خواسته‌ را توسط‌ آقا سید احمد طاهری‌ خرم‌آبادی‌ به‌ اطلاع‌ امام‌ و دیگر مراجع‌ قم‌ رساند كه‌ به‌ صلاحدید ایشان‌ قرار شد بی‌آنكه‌ در قم‌ با علما دیداری‌ داشته‌ باشد، نخست‌ به‌ تهران‌ برود و سخن‌ مقامات‌ را بشنود. از این‌ رو عازم‌ تهران‌ شد و با تنی‌ چند از مقامات‌ دولتی‌ از جمله‌ پاكروان‌، رئیس‌ ساواك‌، دیدار كرد، ولی‌ نتیجه‌ی‌ روشنی‌ به‌ دست‌ نیامد؛ بنابراین‌ به‌ قم‌ بازگشت‌ و نتیجه‌ی‌ اقدامات‌ خود را به‌ استحضار امام‌ و دیگر مراجع‌ رساند. در آغاز اردیبهشت‌ كه‌ از تهران‌ به‌ قم‌ وارد شد، حكومت‌، طرح‌ سربازی‌ طلاب‌ را مطرح‌ كرد؛ وی‌ هم‌ به‌ شدت‌ ناراحت‌ شد و پیام‌ تندی‌ به‌ مقامات‌ دولتی‌ داد.

در همین‌ زمان‌ یك‌ دوره‌ مهمانی‌ دسته‌ جمعی‌ میان‌ مراجع‌ قم‌ برای‌ چاره‌اندیشی‌ در برابر فشارهای‌ حكومت‌ برگزار شد كه‌ آیت‌الله كمالوند نیز در آن‌ حضور داشت‌  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۱۸۶-۱۹۴).

وی‌ در جریان‌ قیام‌ پانزده‌ خرداد ۱۳۴۲، در اعتراض‌ به‌ دستگیری‌ امام‌، همراه‌ آیت‌الله سید عیسی‌ جزایری‌ به‌ تهران‌ مهاجرت‌ كرد  (كوثر، ۱/۸۹)  و در تاریخ‌ ۲۷/۴/۱۳۴۲ در كنار علمای‌ اعلام‌ حاضر در مركز، تلگرافی‌ به‌ محضر امام‌ مبنی‌ بر اظهار همدردی‌ و پشتیبانی‌ از اهداف‌ روحانیت‌ و استخلاص‌ ایشان‌ مخابره‌ نمود  (اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۳/۸۷؛ ۴/۸۴). وی‌ تا دی‌ ۱۳۴۲ در تهران‌ بود، ولی‌ موفق‌ به‌ دیدار با امام‌ نشد و سرانجام‌ به‌ خرم‌ آباد بازگشت‌. طی‌ این‌ مدت‌ رابط‌ او با امام‌، حاج‌ سید صادق لواسانی‌ بود. همچنین‌ در اثر اقدامات‌ پردامنه‌ی‌ وی‌ آقای‌ حاج‌ وكیلی‌ یكی‌ از سخنرانان‌ ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از مجازات‌ اعدام‌ رهایی‌ یافت‌  (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۲۶۰-۲۶۱).

آیت‌الله كمالوند در بهمن‌ ماه‌ ۱۳۴۲ در خرم‌آباد دچار سكته‌ی‌ قلبی‌ شد و برای‌ درمان‌ به‌ تهران‌ عزیمت‌ كرد، ولی‌ به‌ تاریخ‌ ۱۶/۲/۱۳۴۳ در منیریه‌ی‌ تهران‌ دیده‌ از جهان‌ فرو بست‌. پیكر او پس‌ از تشییع‌ در تهران‌، وارد قم‌ گردید و در ۱۷ اردیبهشت‌ ۱۳۴۳ در صحن‌ حضرت‌ معصومه‌ (س‌) كنار قبر استادش‌ آیت‌الله حائری‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد  (كمالوند، ۴۴۵). آیات‌ عظام‌ امام‌ خمینی‌، گلپایگانی‌، نجفی‌ و شریعتمداری‌ در مراسم‌ تشییع‌ جنازه‌ی‌ او حضور یافتند.

رحلت‌ آیت‌الله كمالوند فرصتی‌ برای‌ آشنایی‌ نزدیك‌ مردم‌ لرستان‌ با حضرت‌ امام‌ بود؛ با این‌ حال‌ دولت‌ تلاش‌ كرد كه‌ حوزه‌ی‌ كمالیه‌ به‌ امام‌ خمینی‌ منتسب‌ نشود، كه‌ موفق‌ نشد (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌ آبادی‌، ۲۸۶ و ۲۹۱-۲۹۶).

 


 
کد رخداد : 588



  این روزها در تقویم انقلاب

سالشمار زندگی علامه طباطبائی


سید محمد حسین طباطبایی، فرزند سید محمد، حكیم، فیلسوف، مفسر، فقیه اصولی، شاعر، مشهور به علامه طباطبایی، در سال ۱۲۸۱ش. در تبریز متولد شد.

25 آبان 1393

روزشمار رضاخان سردار سپه از كودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش تا نخست وزیری


در این روزشمار مهمترین وقایع و حوادث زندگی رضاخان را از كودتای اسفند 1299 تا رسیدن وی به نخست وزیری بیان نموده ایم.

20 آبان 1393

سالشمار زندگی شهید محمد جواد تندگویان


شهید محمد جواد تندگویان وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران در سپیده ‌دم روز 26 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس «تندگویان» با وجود اینكه امتیاز لازم را برای اعزام به خارج به عنوان سهمیه بانك ملی به دست آورده بود، در مصاحبه به دلیل اینكه مذهبی ومتعصب شناخته شد، كنار گذاشته واز اعزام او به خارج از كشور برای تحصیل ممانعت به عمل آمد. ایشان با توجه به علاقه‌ای كه داشتند، پس از قبولی در دانشكده «نفت» در «آبادان» مشغول می‌شوند و فعالیت‌های اسلامی و انقلابی خود را در انجمن اسلامی این دانشكده دنبال می‌كنند. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس تندگویان، ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند. 40 روز بعد شهید تندگویان كه به قصد تشویق و تقدیر كاركنان شجاع تاسیسات نفتی از یك راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفتند و به اسارت دشمن درآمدند. او پس از تحمل سالها اسارت وسخت ترین شكنجه ها در زندانهای مخوف عراق در حكومت دیكتاتوری صدام به درجه رفیع شهادت نائل آمد، و در سال 1370 پیكر مطهرش به كشور بازگردانده شد.، ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند. 40 روز بعد شهید تندگویان كه به قصد تشویق و تقدیر كاركنان شجاع تاسیسات نفتی از یك راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفتند و به اسارت دشمن درآمدند. او پس از تحمل سالها اسارت وسخت ترین شكنجه ها در زندانهای مخوف عراق در حكومت دیكتاتوری صدام به درجه رفیع شهادت نائل آمد، و در سال 1370 پیكر مطهرش به كشور بازگردانده شد.

19 آبان 1393

سالشمار زندگی رضاشاه پهلوی


رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده است. در جوانی به نام ناحیه‌ای كه از آن برخاسته بود "رضا سوادكوهی" نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به "رضاخان" و سپس، با ذكر درجه نظامی‌اش، به "رضاخان میرپنج" شناخته شد. بعد از كودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی كل قوا او را "سردار سپه" می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به "رضاشاه پهلوی" شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب "كبیر" داده شد و از آن پس هوادارانش او را "رضاشاه كبیر" می‌خوانند.

15 مهر 1393

سالشمار زندگی دكتر علی شریعتی


زندگی من، مجموعاً، عبارت است از چندین برنامه‌ی پنج‌ساله. همیشه كاری را شروع می‌كرده‌ام و به اوج می‌رسانده‌ام و آخر پنج سال درهم می‌ریخته؛ هر بار از سر: از اول نوجوانی تا ۲۸ مرداد ۳۲ و سقوط دكتر مصدق و آغاز دیكتاتوری، پنج سال. از این دوره تا تشكیل نهضت مقاومت ملی مخفی، كه از ۱۳۳۷ به هم خورد و دستگیر شدیم، پنج سال. از ۳۸ تا ۴۳، در اروپا پنج سال. از ۴۳ تا ۴۸، دوره‌ی خاص آوارگی و زندان و مقدمه‌چینی و زمینه‌سازی دانشكده، پنج سال. دوره‌ی كنفرانس‌های دانشگاه‌ها و ارشاد، پنج سال، تا ۵۱. پس از آن، زندان و خانه‌نشینی و خفقان پنج سال.

14 مهر 1393

یه مناسبت عزیمت امام خمینی به پاریس و شروع مرحله ای تازه در پیروزی انقلاب اسلامی

روزشمار زندگی امام خمینی (ره) در مهرماه 1357


عزیمت تاریخی امام خمینی به پاریس شروع مرحله ای تازه در جریان انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود؛ بدین مناسبت به مهمترین رویداد های مرتبط با امام امت در این مقطع حساس تا وقوع اتقلاب بهمن 57 خواهین پرداخت. در بخش اول به مهمترین وقایع مرتبط با امام خمینی در مهرماه سال 57 خواهیم پرداخت

12 مهر 1393

روزشمار زندگی آیت الله العظمی بروجردی


با زعامت آیت الله بروجردی، اقداماتی در زمینه های مختلف فرهنگی – سیاسی – اجتماعی در حوزه علمیه قم به وجود آمد؛ آیت الله بروجردی بی تفاوت به مسائل سیاسی نبوده بلكه در این زمینه دارای عمل و فعالیت بوده از جمله مواضع آیت الله در نجف و شركت در جلسه تصمیم گیری سیاسی مراجع و بازداشت ایشان در هنگام بازگشت، حمایت از آیت الله قمی در سال 1322، مخالفت با تغییر قانون اساسی، حمایت از مردم فلسطین، برخورد با شاه، برخورد با بهاییان – كه در دستگاههای دولتی وارد شده بودند و عهده دار بسیاری از مشاغل مهم بودند ؛ همه بیانگر ماهیت سیاسی رفتار آیت الله بروجردی است

9 مهر 1393

به مناسبت 8 مهر ماه سالروز شهادت سردار سرلشكر پاسدار محمّد جهان‌آرا

سالشمار زندگی شهید جهان‌آرا


سردار سرلشكر پاسدار محمّد جهان‌آرا یكی از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بود كه در این جنگ بر اثر سانحه هوایی به شهادت رسید.

8 مهر 1393

به مناسبت 7 مهر ماه سالروز شهادت حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد

سالشمار زندگی شهید هاشمی‌نژاد


شهید هاشمی‌نژاد در سال 1311 در بهشهر متولد شد. پس از طی مقدمات تحصیل، عازم قم شد و در محضر آیت‌الله بروجردی و امام خمینی،‌ مدت 14 سال، زانوی شاگردی به زمین زد. در سال 1340 عازم شهر مقدس مشهد شد و در آنجا فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی خود را گسترده‌تر كرد. در شب پانزدهم خرداد 1342 به علت سخنرانی پرشوری كه در تهران ایراد كرد توسط مأموران رژیم دستگیر شد ولی پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و مبارزه را ادامه داد. شهید هاشمی‌نژاد در آبان 1343 برای دومین‌بار به علت سخنرانی علیه رژیم توسط ساواك دستگیر شد. در سال 1350 نیز برای سومین بار دستگیر و برای همیشه ممنوع‌المنبر شد. اما در سال 1354 با ایراد سخنرانی پرشور دیگری علیه رژیم توسط ساواك دستگیر و به 2 سال زندان محكوم گردید. پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و در كنار آیت‌الله خامنه‌ای آنقدر در عرصه مبارزه كوشید كه حضرت امام در نامه‌ای خطاب به ایشان فرمود: «من چشمم به افرادی مانند شماها روشن است» در سال 57 نیز ساواك قصد ترور ایشان را داشت كه ناكام ماند. ایشان پس از انقلاب به عنوان نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد و پس از آن به عنوان دبیر حزب جمهوری اسلامی مشهد برگزیده شد و با شروع جنگ تحمیلی، در جبهه‌های دفاع مقدس حضور یافت. سرانجام ایشان در هفتم مهرماه 1360 هدف نارنجك منافق كوردل قرار گرفت و به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت نائل شد.

7 مهر 1393


بازديد ديروز :

بازديد امروز :

  • نام و نام خانوادگی: *
  • تلفن همراه:
  • پست الکترونیکی: *
  • گرو ه های خبرنامه: *