مقدمه: عصر یك روز بهاری عازم خیابان دولت می‌شویم تا پای صحبت‌ فرزند شخصیتی گرانقدر بنشینیم كه امام امت اورا پاره تن خویش نامید و 12 اردیبهشت ،سالروز شهادتش روز معلم نام گرفت.خانه اش ساده بود همان سادگی كه در آثار پدرش موج می زد همچنان عكسی سیاه و سفید ولی با ابعاد بزرگ گوشه اتاق وجود داشت كه بیش از هر چیز یاد و خاطره آن عزیز را به همراه داشت.

مجتبی مطهری  مدرس دانشگاه در رشته الهیات و معارف در دانشكده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی است و بیشتر سرگرم تحقیقات و مباحث تخصصی است كه غالباً در ادامه آثار و آرای پدر است.وی همچنان شهید مطهری را یك معلم می داند و علاقه ای به سیاسی كردن بحث ها ندارد هر چند كه ناگزیر است گاهی به این مسائل بپردازد.از خاطرات جالب خود با پدر می گوید كه در نوع خود جالب و شنیدنی است كه می توانید درادامه مشاهده بفرمایید.

 

 

شما به عنوان فرزند یكی جریان ساز ترین شخصیت های تاریخ معاصر چگونه پدر خود را به دیگران می شناسانید؟

در دین اسلام همه انبیاء را معلم می داند.شهید مطهری هم بزرگترین خصیصه ای كه داشتند معلمی ایشان بود.اما مهمترین ویژگی معلمی ایشان این بود كه مخاطب خاص نداشتند بلكه سعی می كردند برای تمام بشریت و نوع انسان معلمی كنند و خود را محدود به یك چارچوب جغرافیایی خاص نمی كردند.ایشان تمام مسلمانان جهان را مخاطب می دانستند و هیچگاه به افتراق آنها اعتقاد نداشتند.

 

 

چرا تولد شهید مطهری روز معلم نشد و شهادت ایشان برای این روز در نظر گرفته شد؟

واقعیت امر این است كه شهادت برای شهید مطهری یك تولد دوباره بود.شاید اگر مطهری شهید نمی شد اینگونه در قلب ها نبود و آثارشان نفوذ پیدا نمی كرد.من این را تقدیر الهی و پاسخ خدا به خلوص ایشان می دانم.خلوص ایشان هم برای فقط برای خدا بود و من فكر می كنم مهمترین ویژگی معلمان ما هم باید همین باشد.معلمین شاید گاهی ناملایماتی ببیند و رفتاری از آنها سر بزند كه در شان معلم نیست اما به هر حال باید گفت معلم باید خلوص داشته باشد و و در راه خود صبور باشد.

 

 

شما چه خاطره ای از حضور شهید مطهری در كلاس درس دارید ؟

شهید مطهری همیشه با وضو وارد كلاس درس می شد. و به یاد دارم شاگردان ایشان می گفتند همیشه این وضو را به گونه ای  نشان می داد برای مثال وقتی وارد كلاس می شدند صورت شان كمی خیس خورده بود و آستین قبایشان بالا بود كه نشانگر وضوی ایشان بود.درواقع ایشان با این كار سعی داشتند به دانشجو بفهمانند كه كلاس درس را نباید غیر جدی گرفت بلكه حضور در این كلاس ها كمتر از عبادت مسجد نیست.

 

 

شما در دانشگاه در كلاس های ایشان حضور داشتید؟

معمولا شهید مطهری تمایل نداشتند كه در كلاس رسمی درس من دانشجویش باشم چرا كه احساس می كرد ممكن است تفاوت قائل شود بین من و دیگران، یك بار هم یادم هست كه من درس منطق فلسفه اسلامی را قرار بود بگیرم كه مدرس آن مرحوم پدر بودند اما ایشان به خاطر من كاری كرد كه این درس را شهید مفتح تدریس كنند.

 

 

به عنوان مستمع آزاد حضور پیدا نمی كردید؟

خیلی كم. اما بیشتر در كلاس های كه ایشان در منزل برگزار می كردند من حضور داشتم.

 

 

اگر امكان دارد درباره كلاس های درس در خانه كمی توضیح بفرمایید

كلاس های منزل شامل سه عنوان درسی بود، فلسفه تاریخ،اقتصاد و فلسفه اسلامی كه روزهای یكشنبه تا سه شنبه برگزار می شد.

 

 

كلاس های منزل برای همه دانشجویان آزاد بود یا افراد خاصی حضور پیدا می كردند؟

به دلیل محدودیت فضا در منزل همه دانشجویان حضور داشته باشند امكان پذیر نبود معمولا افراد خاصی بودند كه شاید بالغ بر 15 الی 20 نفر بودند.البته خود ایشان هم به دلیل حساسیت های كه وجود داشت خیلی تمایش نداشتند كه در این باره تبلیغ كنند.

 

 

آقای دكتر حسین نصر هم به منزل شما می آمدند؟

نخیر ایشان به منزل نمی آمدند اما به یاد دارم كه با پدر انس داشتند و مراوداتی در دانشگاه و انجمن حكمت داشتند.اما مرحوم پدر خیلی رابطه خوبی با آقای نصر نداشتند بیشتر هم به دلیل همكاری نصر با رژیم بود.یك بار یادم هست نصر به واسطه اینكه رئیس دفتر فرح شده بود پدرم گفت كه نصر با این كار آبروی خودش را برد.هر چند كه نصر انسان عالمی بود اما با همكاری رژیم خودش را آلوده كرد و وجهه خوبی بین دانشجویان به جا نگذاشت به همین جهت پدر در ارتباط با نصر محتاط بودند و سعی می كردند ارتباطشان محدود به مسائل و موضوعات علمی باشد.

 

 

برخورد شهید مطهری با ورود و برخورد شما به سیاست چگونه بود؟

زمانی كه حزب جمهوری اسلامی تشكیل شد پدر به من گفتند اگر مایلید در حزب ثبت نام كنید كه نشان می داد با فعالیت های حزبی و رسمی مخالفتی ندارند اما درباره فعالیت های پیش از انقلاب موضوع را با یك خاطره بیان می كنم یكبار من در یك تظاهرات ضد شاه در دانشگاه شركت كرده بودم كه به ناگاه دیدم یك نفر من را از داخل صف بیرون كشید و به داخل ماشین كشید كه متوجه شدم ماشین پدر است(این ماشین الان در داخل موزه استاد مطهری قرار دارد) یادم هست پدر خیلی آرام به من نگاه كردند و گفتند ای آدم ساده اگر این دانشجویان در راهپیمایی حضور دارند برای این است راه فرار از ساواك را بلدند می دانند كجا بروند كه گارد پی شان را نگیرد.منظور این بود كه پدر همیشه در یك حالت میانه برخورد می كردند یعنی هم ما را به حضور در سیاست دعوت می كردند و هم برحذر می داشتند.

 

 

 درباره رابطه شهید مطهری و دكتر شریعتی گفته های زیادی وجود دارد اگر امكان دارد كمی درباره این رابطه بگوید؟

بله گفته ها زیاد است كه بیشتر این گفته ها صحت ندارد.برخلاف آنچه كه گفته شده پدر نگاه خاصی به شریعتی داشت و همیشه ما را دعوت می كرد به اینكه به پای سخنرانی دكتر شریعتی برویم و به حرفهای ایشان توجه كنیم.اما اگر اختلافی وجود اشت از باب مسائل علمی بود.مهمترین نقد شهید مطهری به ایشان این بود كه آشنایی شان با معارف اسلامی عمیق نبود دچار اشتباهات فاحشی در آثار خود می شدند.هر چند كه كارهای خوبی هم دارند اما بعضی از نوشته هایشان مانند اسلام شناسی دارای چالش های زیادی است.اما نقد افراد باعث نفی نمی شود.شهید مطهری خودشان از شریعتی دعوت كرده بودند كه به حسینیه ارشاد بیایند و می گفتند باید از وجود ایشان استفاده شود اما عده ای بودند در حسینیه ارشاد كه شیطان صفت بودند اینها سعی می كردند بین این دو شخصیت فاصله بیاندازند.

 

 

به نظر شما اگر امروز شهید مطهری زنده بودند چه نظری درباره وضعیت فرهنگی كنونی كشور داشتند؟

من معتقدم اگر امروز شهید مطهری زنده بودند نسبت به وضعیت اسفناك امروز جامعه ما به لحاظ فرهنگی خیلی ناراحت می شدند.چرا كه  ایشان به شدت به كار عمیق فرهنگی اعتقاد داشتند چیزی كه امروز از آن كمتر خبری هست.من فكر میكنم اگر پدرم بود خیلی از فضای گفتگو میان گروه های مختلف اجتماعی  دفاع می كرد.ایشان مطئمنا مانند ما از وضعیت حجاب در كشور رنج می برد اما راهكار ارائه می دادند و فقط شعار نمی دادند.

 

 

پیام شهید مطهری به جوانان امروز چه می تواند باشد؟

من فكر می كنم كه مهمترین پیام شهید مطهری به جوان امروز داشتن تعقل نسبت به موقعیت خود در زندگی است.تعقل و فكر كردن به وضعیت خود باعث می شود كه انسان به خود بیاید و فریب ظواهر را نخورد و حكمت مسائل را بفهمد و عملی كند.اگر جوان امروز تعقل داشته باشد و بصیرت كسب كند دیگرنیازی به استفاده از جبر نیست چیزی كه شهید مطهری خیلی با آن مخالف بود و اعتقاد داشت كه یك جوان خود به اختیار باید حجاب را انتخاب كند نه با زور و تحمیل.

 

 

همین رفتار را هم با شما داشتند؟

مرحوم پدر هیچگاه من یا دیگر فرزندان را وادار به كاری نكردند. مثلا درباره خود من یادم هست كه در زمان انتخاب رشته با اینكه علاقه داشت من تحصیلات حوزوی داشته باشم برای رفتن به دانشگاه نه تنها هیچ مخالفتی نداشت بلكه حتی می گفتند اگر به دانشگاه هنرهای زیبا هم كه آن زمان نماد بی حجابی بود بروید مخالفت نمی كنم فقط تاكید داشتند در هر موقعیتی هیچگاه از یاد خدا غاقل نباشید.اگر در بهترین دانشگاه ها هم درس بخوانید اگر با یاد خدا انس نداشته باشید آن تحصیلات هیچ ارزشی ندارد.

 

یادم هست یك بار دریك آزمون زبان كه فرد امتحان گیرنده یك شخص كاملا با افكار غربی بود وقتی نمره خوب من را در امتحان دید پرسید شغل پدر شما چیست من گفتم "استاد دانشگاه تهران" آن شخص از شنیدن شغل پدرم احترامش به من دو چندان شد و من خیلی از گفتن این حرف مغرور شدم اما هنگامی كه آمدم منزل و با افتخار موضوع را برای پدر گفتم خیلی ناراحت شد و فرمودند استاد دانشگاه كه ارزشی ندارد چرا نگفتی روحانی؟ من بعدها فهمیدم پدر چه گفته است.