آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی امام جمعهٔ مشهد است كه نمایندگی مردم استان خراسان رضوی در مجلس خبرگان را نیز بر عهده دارد.

با آیت‌الله علم‌الهدی عضو درباره زمزمه‌ها و اظهارات مجدد درباره شورای شدن رهبری از سوی برخی از افراد ،معتقد است كه طبق موازین اسلامی تشكیل شورای رهبری غیر ممكن است.

با این نماینده مردم در مجلس خبرگان رهبری درباره خصوصیات انقلاب، امام و رهبری و خاطره‌گویی و نقل قول برخی افراد از سوی امام (ره) به گفت‌و‌گو پرداختیم كه مشروح آن به شرح زیر است:

 منظومه فكری امام راحل در خصوص مبارزه با استكبارستیزی و مقابله با آمریكا چگونه تشریح می‌كنید؟

علم‌الهدی: امام بزرگوار رضوان‌الله تعالی علیه روزی مبارزه با استكبار را آغاز كردند كه در آن ایام آمریكا از سوی همه نخبگان سیاسی جهان اعم از امت اسلام و جوامع غیر اسلامی به عنوان قطب مطلق قدرت در كره خاكی، قلمداد می‌شد علیرغم اینكه در آن سال‌ها استكبار جهانی به 2 قطب شرق و غرب تقسیم شده بود اما همگان بر این باور بودند كه حتی شوروی نیز نمی‌تواند خلاف اراده آمریكا برنامه‌ای را اجرا كند چه برسد به سایر كشورها لذا این چنین بود كه در ژوئن سال 67 آمریكا با 2 میلیون صهیونیست بر 80 میلیون مسلمان پیروز شد آن هم در مقابل كشورهایی همچون عربستان كه به عنوان ثروتمندترین و مصر كه از لحاظ فناوری قدرت و متمدن یكی از كشورهای مهم در منطقه بود كه در صف مقدم جبهه ضد اسرائیل بودند شكست خوردند و این نمونه بارزی از حاكمیت استكبار بود.

اما در این وضعیت امام راحل چنین قدرت مطلقه را نادیده گرفت و بی‌ارزش پیدا شد و قدم در راه استكبارستیزی گذاشت.

بعد از آن هم كه قضیه لانه جاسوسی و بستن سفارتخانه آمریكا پیش آمد و امام راحل به همه مردم دنیا نشان داد كه می‌توان با آمریكا مقابله و تز استكبارستیزی را بدون وابستگی به شرق و غرب اعلام كردند و این مسئله تا حدی تازگی داشت كه مردم دنیا تا مدت‌ها تماشاچی بودند.

آیا این شیوه امام (ره) پس از انقلاب نیز تداوم یافت؟

علم‌الهدی: با مطالعه تاریخ 30 ساله انقلاب، نظام ما در دو مقطع دنیا را شگفت‌زده كرد. اول همین پیروزی انقلاب بود كه طی آن 40 هزار مستشار آمریكایی از كشورمان رانده شدند كه پس از آن خیلی‌ها كتاب نوشتند و آن را وابستگی سیاسی عنوان كردند و كسی نمی‌توانست قبول كند كه این امر تنها با اتكاء به خداوند محقق شده است.

نكته دوم دستیابی ما به فناوری هسته‌ای بدون وابستگی به كشورهای غربی است و همین امر باعث شده كه برای ما مشكل ایجاد كنند چرا كه برایشان قابل قبول نیست كه ما بتوانیم بدون وابستگی به آنها پیشرفت كنیم.

 

 آیا می‌توان رسیدن به چنین جایگاهی را استمرار رهبری بر اصول امام راحل دانست؟

علم‌الهدی: امام راحل برای تثبیت و نهادینه كردن این خط زحمات زیادی كشیدند زیرا جریان‌های سیاسی فعال در آن ایام با این تفكر امام مقابله می‌كردند چرا كه از نظر آنها مقابله با آمریكا و استكبار جهانی ممكن نبود و همین امر باعث شد جریان‌های التقاطی مثل منافقین با اینكه شعارهای ضدامپریالیستی می‌دادند بازیچه دست آمریكا شوند متأسفانه در این 36 سال نیز جریان‌هایی نیز ایجاد شدند كه با رهبری زاویه‌ دارند و این اختلاف نیز در خصوص آرمان استكبارستیزی ایشان است.

 هشدار مقام معظم رهبری درباره موافق نبودن با مذاكره در سایه تهدیدها را نیز در همین راستا می‌دانید؟

علم‌الهدی: رهبری نه تنها رهرو این جریان شدند بلكه با مدیریت صحیح، استكبارستیزی را در كشورهای اسلامی و سایر ملت‌ها توسعه دادند در زمانی نه چندان دور فقط در كشور ما شعار«مرگ بر آمریكا» سر داده و پرچم این كشور سوزانده می‌شد اما امروزه همه آزادی‌خواهان این شعار را سر می‌دهند و بدین ترتیب همه توطئه مستكبران كه در انتقام از استكبارستیزی انجام می‌دهد با شكست مواجه شده است.

الحمدالله امروزه ما در نقطه‌ای از استكبارستیزی قرار گرفته‌ایم كه به مراتب گسترده‌تر از زمان حیات امام است و این رشد ما باعث شده آمریكایی‌ها و اسرائیلی‌ها نیز به این مسئله اقرار می‌كنند استكبارستیزی نظام ایران و انقلاب اسلامی و برخی از  كشورهای منطقه شرایطی را ایجاد كرده كه جریان‌های مقاومت درحال توسعه است و منطقه را در مقابل آمریكا محافظت می‌كند و این نتیجه مدیریت استكبارستیزی است كه امام آغاز و رهبری ادامه دادند.

در مسئله مذاكره هم ابتدا رهبری اعلام كردند من به این مذاكرات خوشبین نیستم اما مانع هم نمی‌شوم و این مذاكره از مدت‌ها پیش بوده و برای الان نیست بلكه الان محور مذاكره عوض شده است قبلا محور مذاكره اقتدار و ایستادگی ما بر اصول و توانمندی‌هایی بود و حالا محور مذاكرات بر بنای تعامل انجام می‌شود اما باید به این نكته توجه كرد كه با این روش خوی استكباری مستكبر نه تنها كم نشده بلكه آن را جری كرده است تا جایی كه مذاكرات را زیر شبه تهدید انجام می‌دهند و با این استراتژی می‌خواهند وانمود كنند كه ما به دلیل ضعف و استیصال وارد مذاكرات شدیم و بدین ترتیب ما را از مواضع استكبار ستیزانه دور كنند و به دنیا این موضوع را القا كنند كه ما از موضع استكبارستیزی خودمان عدول كرده‌ایم.

 حضرت امام (ره) مردم را ولی‌نعمت می‌دانستند این نگاه امام (ره) در منظومه انقلاب چه جایگاهی دارد؟

علم‌الهدی: در اعتقادات ما حاكمیت مال خداست و مردم تا زمانی كه حاكمیت را بپذیرند حاكمیت استقرار دارد اگر مردم حاكمیت را نپذیرند بنای دین و مشیت خداوند تحمیل این حاكمیت بر مردم نیست امام از این لحاظ مردم را ولی‌نعمت خود دانستند كه حاكمیت خدا را در قالب ولایت بپذیرند و علاوه بر این پای این آرمان خود ایستادند تا حدی كه اگر كسی با رهبری و اصولش زاویه پیدا كند این مردم هستند كه به شورش در می‌آیند بنابراین این اراده مردمی است كه دشمن را مستأصل كرده است زیرا توان نظام ما چیزی فراتر از امكانات نظامی و سیاسی و پشتوانه 70 میلیونی است.

*مردم ایران هیچ‌گاه محو شعرها نبودند بلكه عملیاتی اقدام كرده‌اند

 عده‌ای معتقدند مردم از شعار خسته شده‌اند و دنبال صلح هستند نظرتان در این خصوص چیست؟

علم‌الهدی: به نظرم مردم از ابتدا هم محو شعار نبودند مطمئنا افرادی كه این حرف‌ها را می‌زنند مردم را نشناخته‌اند چرا كه این مردم روزی پای انقلاب آمدند كه مقابلشان گلوله داغ بود پس از آن هم جانانه در مقابل تهدیدها و تجهیزات صدام مقابله و حماسه 8 سال دفاع مقدس را ایجاد كردند لذا با نگاه واقع‌بینانه متوجه می‌شویم كه مردم هیچ گاه شعار ندادند و عملیاتی اقدام كردند. مردم چرا باید از انقلاب خسته شده باشند از بركت این انقلاب عزت، آزادی، آبادانی و استقلال به دست آوردند. كدام كشور در طی 30 سال این همه توفیقات به دست آورده اند و خودشان برای سرنوشت خودشان تصمیم می‌گیرند حتی در آمریكا نیز این رویه نیست و صهیونیست‌ها برای آینده آنها برنامه‌ریزی می‌كنند بنابراین این آقایان حرف خودشان را از جانب مردم می‌گویند چرا كه از ابتدا به این دلیل وارد جریان‌های سیاسی شدند كه از قِبَل آن به لذت و شهوت برسند لذا الان خسته شده‌اند.

*برخی‌ها از انقلاب خسته شده‌اند و سخنان خود را در قالب امام به مردم القا می‌كنند

 به نكته خوبی اشاره كردید، علت داغ شدن خاطره گویی درباره شخصیت امام و تحریف شخصیت و مكتب ایشان را چه می دانید؟

علم‌الهدی: مشخص است این افراد از حركت در مسیر اهداف و آرمان های بنیانگذار كبیر انقلاب خسته شده اند و دیدگاه‌های شخصی خود را در قالب سخنان آن بزرگوار به مردم القا می كنند؛ این افراد و جریانات كسانی هستند كه از نظام و انقلاب خسته شده‌اند كه باید خود را كنار بكشند، این افراد و جریانات به دنبال انقلابی بودن بدون دردسر هستند و برای همین كناره‌گیری نمی‌كنند.

 

*منطق امام(ره) با تبارسالاری نسبتی ندارد

 به نظر می‌رسد برخی در ساختار نظام در صدد بازتولید روابط سلطنتی یا به نوعی تبارسالاری (DNA سالاری) هستند. آسیب‌های این اقدام را تشریح كنید.

علم‌الهدی: اول این را بگویم كه منطق حضرت امام(ره) با تبارسالاری نسبتی ندارد و حقیقت این است كه كانون قدرت و ثروت و رسانه‌های خاص متاسفانه این بحث تبارسالاری را با هدف ایجاد یك فرصت ویژه‌خواری در كشور ما ترویج می‌كنند و در نهایت این ویژه‌خواری منجر به تحقیر جامعه می‌شود؛ در عرصه سیاست و اقتصاد هم باید روش‌مان همان روش امام باشد به این معنی كه ارتباطات سیاسی را بر مبنای ولی نعمتی مردم قرار دهیم چرا كه در فرهنگ انقلاب ما مردم اصل هستند و بنا بر سیره امام باید این ارتباط را از ضعیف‌ترین و آسیب‌پذیرترین قشر آغاز كنیم و این جریان ایجاد نمی‌شود مگر اینكه زندگی خودمان را با سطح زندگی مردم هماهنگ كنیم.

 نقش حضرت آقا را در پرچمداری فرهنگی و جلوگیری از بروز انحرافات چگونه ارزیابی می‌كنید؟

علم‌الهدی: خوشبختانه مقام معظم رهبری تا امروز از مدیریت فرهنگی و سیاسی منحصر به فردی برخوردار و مسائل را به صورت ارزش‌گذاری مدیریت كرده‌اند به نحوی كه در عرصه فرهنگی جریان‌های ارزشی را به عنوان معیار معرفی كرده‌اند و بدین ترتیب جریا‌ن‌های ضد ارزشی خود به خود به عنوان نقطه منحنی تلقی می‌شوند در عرصه‌های سیاسی هم اوضاع به همین منوال است به عنوان مثال فتنه و بانیان آن را به عنوان ضد ارزش معرفی كرده‌اند و مطمئنا اگر یك قرن دیگر هم بگذرد جریان‌ فتنه نمی‌تواند در كشور ما سربلند كند و اشخاص ذی‌نفوذ در آن هم هیچگاه از سوی مردم پذیرفته نمی‌شوند و این راه و رسم مقام معظم رهبری در مدیریت عرصه‌های فرهنگی و سیاسی است و بحمدالله با این اقدامات شبیخون‌ها و انحرافات دشمن خنثی شده است.

تعریف ولایت مطلقه فقیه از نظر امام (ره) را بیان كنید.

علم‌الهدی: ولایت علی القاعده متعلق به امام معصوم است و الان كل جریانات را امام زمان (عج) مدیریت می‌كند منتهی به خاطر اینكه ایشان رسالت جهانی‌سازی دارند و باید كل مسائل جهان را جهت دهند لذا نمی‌توانند در دسترس باشند. بنابراین به دلیل غیبت آن حضرت خداوند ما را به صحبت خودشان ارجاع داده‌اند مثل رئیس‌جمهور و یا نخست‌وزیر كه وقتی در دسترس نیست برای خود معاونت ارتباطات مردمی تشكیل می‌دهد، مجتهد جامع‌الشرایط نیز همین حكم را دارد و حدود اختیارات وی نیز در حد تأمین نیازهای مردمی در پاسخگویی به مسائل دینی مردم و در نهایت حفظ دین و شعائر آن است البته در خصوص حدود اختیارات نیز نظریات مختلفی است اما به طور كل همگان در خصوص «امور حسبه» كه همان تأمین مراجعات مردم و پاسداری از مبانی دینی است متفق‌القول می‌باشند.

امام (ره) و عده‌‌ای از مراجع از جمله آیت‌الله نراقی معتقد به ولایت مطلقه فقیه هستند به این معنا كه مجتهد واجدالشرایط در زمان غیبت تمام اختیارات امام معصوم غیر از ولایت تكوینی را در اداره جامعه شیعه دراست كه در برخی از نقل قول‌ها ولایت عامه نیز نامیده می‌شود اما در تعبیر امام ما این مسئولیت را ولایت مطلقه فقیه می‌بینیم البته ذكر این نكته ضروری است كه لفظ مطلقه به معنای حكومت خودكامه نیست بلكه دلالت بر حكومتی دارد كه منطبق بر قوانین اسلامی است.

 آیا درست است كه در صورت عدم وجود فقیه توانمند و مقتدر باید شورای رهبری تشكیل شود؟

علم‌الهدی: در حكومت‌های دموكراسی لیبرال مردم حاكمان را انتخاب می‌كنند اما ما قائل به قرآن هستیم و حاكمیت الله بر ایمان وجاهت دارد این نكته در 5 جای قرآن ذكر شده است بنابراین این حكومت باید در زمان غیبت نیز حجتی از سوی امام برای اداره حكومت تعیین شود این مطلب در نامه امام زمان (عج) به اسحاق بن یعقوب نیز ذكر شده است در بخشی از این نامه فرموده‌اند: درباره مسائل زندگی و امورتان به صحبت من رجوع كنید لذا اجرای این امر نیز باید از سوی كسانی صورت گیرد كه تخصص استخراج احادیث و آموزه‌های دینی را دارند. از همین رو با استناد به این نامه غیر فقیه نمی‌تواند حاكم باشد و ولایت بر عهده افراد فقیه است.

البته اینجا دو بحث مطرح می‌شود نخست اینكه مردم زندگی اجتماعی خودشان را اداره می‌كنند و حاكمیت و دارا بودن مشروعیت سلطه بر اموال و نفوس مردم نكته دیگر است بر این اساس همزیستی مردم با حاكمیت و اداره امور خودشان در حوزه‌های مختلف «جمهوری» است و وقتی این حاكمیت مظهر ولایت خداوند و در سایه حكم الهی باشد شكل اسلامی به خود می‌گیرد مثل نظام ما كه جمهوری اسلامی است.

*طبق مبانی اسلام تشكیل شورای رهبری غیرممكن است/مطرح كنندگان مجدد شورای رهبری از مبانی فقهی بی‌خبرند

چرا برخی همچنان در خصوص تشكیل شورای رهبری صحبت می‌كنند؟

علم‌الهدی: طبق مبانی اسلامی تشكیل شورای رهبری امری غیر ممكن است از همین رو امام (ره) در بازنگری قانون اساسی دستور به حذف این تشكیلات دادند مگر اینكه یكی از مراجع حاضر در این شورا اقامه حكم و سایرین نیز از آن تبعیت كنند چرا كه حكم سایرین در قبال حكم مرجع تقلید اعلم باطل است بنابراین افرادی كه این موضوع را دوباره طرح می‌كنند از مبانی فقهی بی‌خبر هستند با نگاه لیبرال دموكراسی به نظام ما نگاه می‌كنند و از نگاه فقاهتی و مبنایی امام غافل هستند.

 

 تلاش برخی از جریان‌ها برای مصادره مجلس خبرگان را چگونه ارزیابی می‌كنید؟

علم‌الهدی: یك خبرگان حوزه‌ای كه قابل مصادره نیست و جریانی نمی‌تواند آن را به نفع خود اداره كند چرا كه مجلس خبرگان در وهله نخست مسئله شرعی و دینی مردم را عهده‌دار است و نمی‌توان آن را صرفاً سیاسی تلقی كرد مردم باید در مسائل‌شان به صحبت امام زمان(عج) رجوع و از آن تبعیت كنند از آنجا كه ما در عصر غیبت هستیم این مسئله به عهده فقها است و از آنجا كه دسترسی مردم به فقیه اعلم و تبعیت و نظارت به روی كار و دشوار و غیر ممكن است اعضای مجلس خبرگان این وظیفه خطیر را عهده‌دار هستند و پس از انتخاب مجتهد جامع‌الشرایط باید نیابتاً با ولی فقیه بیعت و سپس به عملكرد وی نظارت كنند تا شرایط مدنظر در ایشان سقوط نكند چرا كه در این صورت موظف به نقص ولایت مجتهد مذكور دارند.

*مجلس خبرگان صحنه فعالیت جناح‌های سیاسی نیست

  یعنی شما این تلاش‌ها را بی‌نتیجه می‌دانید؟

علم‌الهدی: بله، زیرا مردم فقیه عادل را برای این كار می‌خواهند مطمئناً این فقیه اگر مجری مطالع سیاسی حزب یا گروه خاصی شود از عدالت ساقط می‌شود و اساساً مجلس خبرگان صحنه‌ای برای فعالیت جناح‌ها نیست.

 ناگفته و صحبت خاصی از نتیجه انتخابات ریاست مجلس خبرگان و اتفاقات صورت گرفته در زمان رأی‌گیری سال گذشته دارید؟ آیا پیش‌بینی می‌كردید آیت‌الله یزدی منتخب خبرگان باشد؟

آیت‌الله علم‌الهدی: البته قابل پیش‌بینی نبود چون آقای یزدی بنای كاندید شدن نداشتند همان موقع تصمیم به كاندیداتوری گرفتند و افراد هم به ایشان رأی دادند.

 پیرو همین فرمایش شما اقبال اعضاء به كاندیداتوری آقای یزدی چه بود؟

آیت‌الله علم‌الهدی: به هر حال آقایان حاضر در مجلس خبرگان همگی عادل، فقیه و مجتهد هستند البته مسئولیت ریاست خبرگان موضوع مهمی نیست و كار خبرگان یك لحظه است و ریاست هم همان مدیریت اجلاس است و نقش عمده‌‌ای ندارد و آقایان رأی و نظر مستقل خود را در حوزه‌های مختلف دارند لذا مانند هیأت رئیسه مجلس نیست كه خط سیاسی خاصی داشته باشد علاوه بر این خواه ناخواه برخی بر سایر فقها امتیازاتی دارند و انتخاب می‌شوند.

 موضوع ریاست خبرگان بیشتر جنبه سیاسی داشت.

آیت‌الله علم‌الهدی: بحث ما ریاست خبرگان نیست بحث این بود كه افرادی در شعاع ریاست خبرگان می‌خواستند برای خودشان موقعیت سیاسی ایجاد و این موقعیت را در جامعه خرج كنند این مسئله مهم بود لذا مدیریت اجلاس خبرگان مهم نیست اما موقعیت بیرونی آن اهمیت داشت چرا كه این عنوان سیاسی وقتی به كسی تعلق بگیرد به این معناست كه ایشان در رأس یك عده مجتهد قرار گرفته‌اند كه آخرین نظر

 در پایان این روزها برخی اخبار درباره كسالت آیت‌الله واعظ طبسی در فضای مجازی مطرح می‌شود؛ وضعیت جسمانی ایشان چطور است؟

علم‌الهدی: ایشان هم الحمدالله بهتر هستند و مشكل خاصی ندارد و بیماری حاصله از كهولت سن است اما با همه این مسائل همچنان فعالیت و مدیریت می‌كنند و عارضه خاصی ندارند.