گزارشی از اولین نشست علمی تخصصی در معاونت پژوهشی مركز اسناد انقلاب اسلامی  با سخنرانی آقای مهدی محمدی با عنوان :       

      

     به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مركز اسناد انقلاب اسلامی: مهدی محمدی، كارشناس ارشد مسائل هسته ای، با اشاره به اینكه مساله هسته ای امروز به یك مساله حاد تبدیل شده است، سخنان خود را آغاز كرد. او اظهار داشت كه یك مساله ای همیشه بین جمهوری اسلامی ایران و آمریكا ها وجود داشته است كه محدود به مذاكرات هسته ای نیست بلكه به قبل تر از آن باز می گردد. آمریكایی ها همیشه از موضعی كه نسبت به ایران انتخاب كرده اند به هیچ وجه كوتاه نیامده اند.مسئله این است كه آمریكایی ها اعتقاد دارند كه ایران یك عضو نرمال جامعه بین المللی نیست بلكه ایران یك استثناست، استثنا به معنی منفی كلمه. آنها همیشه عنوان كرده اند كه به سه دلیل انتظار نداشته باشید كه مثل یك عضو عادی در جامعه بین الملل با شما برخورد شود : دلیل اول سوابق ایران است، كه شما را به یك شورشی و بازی به هم زن در جامعه بین المللی تبدیل كرده است.دلیل دوم ماهیت انقلاب شماست، چرا كه انقلاب شما از زمان آغازش و قالبش برای به چالش كشیدن نظم بین المللی است و هدف غایی شما هم این است كه یك نظم بین المللی جدیدی با اهداف جدیدی ایجاد كنید.دلیل سوم اهداف ایرانی هاست.آمریكایی ها عنوان می كنند اهدافی كه شما برای كشور و مردمتان پی ریزی كرده اید و عملا هم دنبال می كنید باعث شده ما نتوانیم شما را به عنوان یك عضو عادی جامعه بین الملل به رسمیت بشناسیم.نتیجه اش هم این است كه شما (یعنی ایران) تا اطلاع ثانوی یك استثناء هستید.به این معنا كه حقوقی كه دیگران در فضای بین الملل از آن برخوردار هستند مردم ایران از آن برخوردار نیستند.فرقی نمی كند عضو ان تی پی باشید یا نه. مهم این است كه حتی اگر هم عضو باشید ما این حقوق را به شما نخواهیم داد.اگر هم به سمت اعمال این حقوق بروید هزینه پرداخت خواهید كرد.

محمدی گفت:به نظر آمریكایی ها، ایران نه تنها حقوقی ندارد، بلكه تكالیفش هم بیش از بقیه است.یعنی ایرانی ها باید دو برابر جامعه بین المللی كار كنند چرا كه جامعه بین الملل به نظر آنها به ایران اعتماد ندارند.

از نظر آمریكا ایران باید این موضوع را تا زمانی كه یك فرایند طولانی مدت اعتماد سازی طی شود، بپذیرد كه فرآیند مذكور مبتنی است بر اقدامات اعتماد ساز . محمدی از این روند به عنوان ادبیات مذاكراتی یاد كرد كه روند اعتماد ساز نام دارد و در سراسر وجوه مذاكرات و مكتوبات وجود دارد.

محمدی درباره وضعیت استثنایی گفت: زمانی كه ایران بپذیرد كه یك استثناء است، برای یك دوره زمانی بسیار بلند مدت كه 25 الی 30 سال از نظر قدرت های بزرگ ممكن است طول بكشد، یك مجموعه اقدامات فوق العاده سخت گیرانه را تحت عنوان اعتماد سازی باید انجام بدهد و از نظر آنها هنگامی كه ایران این روند را به طور كامل انجام داد، تازه می شود یك عضو معمولی جامعه بین الملل.

وی تاكید كرد كه این موضوع محدود به مساله هسته ای نیست بلكه در تمام موضوعات بین المللی ما را استثناء می دانند.اگر در موضوع حقوق بشر به قطعنامه آخری كه راجع به ایران تصویب شد نگاه كنیم، عنوان می كند كه ایران می بایست استانداردهای بین المللی در موضوع حقوق بشر را بپذیرد و این استانداردها را در یك دوره طولانی مدت به اجرا بگذارد و جامعه بین المللی اجرای این اقدامات را راستی آزمایی كند و هنگامی كه ینها را انجام داد تازه تبدیل می شود به یك عضو عادی معاهده حقوق بشر.این موضوع را راجع به معاهدات موشكی و مسائل منطقه ای هم مطرح می كنند.

این كارشناس مسائل هسته ای درباره معاهدات منطقه ای عنوان كرد: هر چند قدرت های بزرگ تا كنون نتوانسته اند معاهدات منطقه ای عمیقی علیه ایران وضع كنند اما به زودی ترتیبات حقوقی اجرا خواهند كرد برای محدود كردن قدرت هایی مانند ایران در خاورمیانه.

محمدی با اشاره به این كه ما همیشه در مذاكرات در دوره دولت نهم و دهم  موضوع استثنا بودن ایران  را نمی پذیرفتیم، گفت:همیشه در طول مذاكرات این گونه بوده آنها می گفتند شما یعنی ایرانی ها استثناء هستید و حق و حقوقی ندارید و ما ایرانی ها هم می گفتیم كه نه اینگونه نیست ما هم مانند دیگر اعضاء عادی جامعه بین الملل هستیم.این دعوا ادامه داشت و هنوز هم تمام نشده بود یعنی زمانی كه ما رسیدیم به انتخابات ریاست جمهوری سال 92 همچنان ما در میان چنین دعوایی بودیم. به همین دلیل ما ادبیات مذاكراتی را بر موضوع همكاری استوار كرده بودیم و آنها موضوع را بر ادبیات اعتماد سازی محدود كرده بودند.

محمدی اظهار داشت كه مهمترین، كلیدی ترین و راهبردی ترین اتفاقی كه در مذاكرات هسته ای اخیر در زنو و لوزان رخ داده است و اثرات دراز مدت بر تاریخ، امنیت و منافع ملی ما خواهد داشت و همچنین رویه ای هایی ایجاد خواهد كرد، صرف نظر از برنامه هسته ای،این است كه برای اولین بار در مذاكرات دولت جمهوری اسلامی ایران پذیرفته است كه یك استثناء است، توافق ژنو معنی دیگری جز این ندارد. توافق ژنو كه ما دو سال پیش امضا كرده ایم این موضوع را طرح می كند ما توافق كردیم به عنوان یك عضو جامعه بین الملل با برخورد نكنند. در واقع در مذاكرات ژنو ما هم نگرانی های قدرت های بزرگ را به رسمیت شناختیم و هم شیوه حل این نگرانی ها را و لذا آنها عنوان می كنند كه برای رفع این نگرانی ها باید این اقدامات خاص را انجام دهید.یعنی ایران پذیرفته است كه شیوه حل این نگرانی ها، به وسیله غربی ها ترسیم شود. بنابراین یك سلسله سازوكارهای اعتماد سازی دیكته شده است.

  پاراگراف آخر توافق ژنو كه كلیدی ترین تعهد در یك معاهده بین المللی است كه بعد از انقلاب اسلامی در ایران امضا شده است،  عنوان می كند ایران چون یك استثناست همه این محدودیت ها را برای یك مدت بسیار طولانی می پذیرد و هنگامی كه ایران این ها را نجام داد تازه تبدیل می شود به یك عضو معمولی معاهدهN.P.T. درواقع آنها به ما می گویند شما یك كشور غیر استاندارد هستید و باید با راهكارهای ما استاندارد شوید.

این كارشناس مسائل هسته ای درباره اینكه هم اكنون در چه موقعیتی هستیم عنوان كرد:  غربی ها معتقدند كه غنی سازی ما نمی تواند تحت برنامه معاهده N.P.T باشد، چرا كه ما از آن معاهده هم استثنا هستیم و لذا  برای مثال دیگر ما نمی توانیم راكتور آب سنگین،تحقیق و توسعه بر روی ماشین های پیش رفته،غنی سازی زیر زمینی مقاوم در مقابل هر گونه حمله نا متعارف داشته باشیم. این كار باعث می شود كه عملا هیچ چیزی از غنی سازی اتمی ایران باقی نماند.

وی در ادامه تصریح كرد: نتیجه پذیرفتن این كه ایران یك استثنا است، منجر به این موضوع می شود كه مسائل فیمابین ایران و غرب خارج از مفاد معاهدات بین المللی و در چارچوب یك توافق دوجانبه بررسی شود كه این چارچوب دو جانبه می گوید حالا كه شما حقی ندارید، اگر می خواهید برنامه هسته ای داشته باشید عیبی ندارد از باب اینكه آبرویتان نرود، دو طرفه توافق كنیم تا یك برنامه خیلی كوچك داشته باشید.متن توافق ژنو و لوزان مبتنی است بر توافقات دو طرفه كه بیان می كند حقی وجود ندارد و ما یك برنامه ای بر اساس یك توافق دو جانبه تعریف می كنیم.

محمدی درباره برنامه كلیدی آمریكاها در منطقه گفت:آنها می خواهند در آیند كاری كنند با استفاده از یك مكانیزم خاص ایران در همه مسائل امنیت ملی خود، تن به این تعریف های دوجانبه بدهد.برای نمونه راجع به مسئله موشكی،سایبری،منطقه ای هم چند سال دیگر همین موضوعات را مطرح می كنند.

   وی خطاب به تیم مذاكره عنوان كرد:اشكالی ندارد شما ما را تبدیل كرده اید به یك استثناء و این به نام شما در تاریخ این كشور نوشته خواهد شد حداقل چهار شرط را كنار این موضوع قرار دهید:

 1.موضوع توافق فقط به مسئله هسته ای محدود شود.  2.تحریم ها كلا و به طور یك پارچه برداشته شود.  3.معلوم شود ما تا چه زمانی یك استثناء هستیم 4. به بهانه این موضوع پیشرفت فناوری های علمی نوین و دانشی در ایران را محدود نشود.

 

   محمدی در ادامه هر كدام از این شرطها را به شكل مبسوط تشریح كرد و گفت:اولین اتفاقی كه باید صورت بگیرد رژیم تحریم ها علیه ایران باید به طور یكپارچه برچیده شود.در توافقاتی كه دوستان مذاكره كننده درباره تحریم ها انجام می دهند مطلقا به 10 فرسخی این چنین چیزی نزدیك نشده اند. به عبارت دیگر رایحه ای از كاهش تحریم ها به مشام نمی رسد.اولا رژیم حقوقی تحریم ها حفظ خواهد شد چرا كه تحریم ها مبتنی است بر یك سلسله قوانین و مقررات كه همه این ها حفظ می شود.هنگامی كه زیر ساخت تحریم نگاه داشته می شود به این معناست كه این ابزار در دست آنها خواهد بود و هر زمان كه اراده كنند با سرعت به مرحله ما قبل توافق باز می گردند كه بدین معناست كه تحریم ها هر لحظه ممكن است به سرعت باز گردند. ثانیا آنها می گویند كه ما به هیچ وجه به همه رژیم تحریم ها كاری نداریم و فقط به آن دسته از تحریم ها كار داریم كه مرتبط با موضوع هسته ای هستند. این درحالی است كه ما چیزی به نام تحریم مرتبط با موضوع هسته ای نداریم، زیر ساخت اصلی تحریم ها، قطعنامه 1929 است كه ژوئن2010 مطابق با خرداد 1389 صادر شده كه اساسا این قطعنامه مرتبط به پرونده هسته ای ایران نیست.

   محمدی تصریح كرد: اساس و ریشه قطعنامه 1929 به ارزیابی آمریكایی ها از محیط داخلی ایران بعد از فتنه 88 بر می گردد. ارزیابی محیط ایران به آمریكایی ها نشان داد كه جریان فتنه رو به سقوط است و توان و انرژی اجتماعی خودش را از دست داده است و برای اینكه یك انرژی به جریان فتنه 88 بدهند این قطعنامه را صادر كردند كه به قول خودشان یك پنجره اقتصادی بر روی جنش سبز در ایران باز كنند و مردم را تحت فشار اقتصادی قرار دهند و تحت این فشاراقتصادی، ناآرامی های خیابانی را دوباره احیا كنند. هركس كه منابع غربی را در فاصله زمستان1388 تا انتهای بهار 1389 مطالعه كند، می فهمد رژیم تحریم های جدید علیه ایران اساسا  به دلیل شرایط داخلی ایران اعمال شده است نه برای اثرگذاری بر موضوع هسته ای.

    مهدی محمدی با تاكید بر اینكه هدف این تحریم ها دستكاری معادله قدرت در ایران بوده است گفت:آمریكا زمانی به سراغ تحریم های فلج كننده علیه ایران رفت كه از گزینه های دیگر مانند ترور،خرابكاری، جنگ،حملات سایبری،عملیات روانی و رسانه ای،فتنه و ناآرامی در ایران نا امید شده بود.

   قعطنامه 1929 به طور كامل با تمام قطعنامه های پیش از خود متفاوت است.به نحوی كه تمام گلوگاه های اقتصادی ایران در قطعنامه 1929 تحریم می شوند. برای نمونه درباره تحریم بنزین عنوان می كنند كه از نظر ما یك گلوله نقره ای است اگر به ایران اصابت بكند، ایران افتاده است و امكان ندارد كه ایران از این تحریم جان سالم به در ببرد.این همزمان شد با پرداخت یارانه های نقدی در زمان دولت آقای احمدی نژاد، این استنباط در آمریكایی ها به وجود آمد كه ایران اعتیاد پیدا كرده است به پول نقد. بنابراین اگر ما بتوانیم بر منابع درآمدی ایران متمركز شویم از این جهت ضربه كارآمدی به ایران خواهیم زد.هیچ كدام از این مسائل ربطی به برنامه هسته ای در ایران ندارد.

محمدی با بیان اینكه تیم مذاكره كننده صرفا به تحریم های مربوط به برنامه ای هسته ای اشاره دارند تكرار كرد:عملا هیچ كدام از این تحریم ها مربوط به برنامه هسته ای نیست كه نتیجه اش برای آمریكا یك انتخاب دلبخواهی می شود.آمریكا می گوید من تحریم های مربوط به اتباع خودم را لغو نمی كنم.همچنین تحریم های دیگر هم تعلیق می شوند و زیر ساخت های حقوقی آن باقی می ماند.این تعلیق هم زمانی اتفاق خواهد افتاد كه ایران به تمام تعهدات كلیدی خود عمل كند.آژانس زمانی راضی خواهد شد كه تمام پرسنل، اسناد،مكانها، تجهیزات و به طور كل تمام برنامه هسته ای ایران را مورد بازبینی قرار دهد.تا زمانی كه تكلیف این مسائل مشخص نشود و اطلاعات مورد نیاز را در اختیار نگیرد و همه اش را ارزیابی نكند دست به  تعلیق و لغو تحریم نخواهد زد.دوستان مذاكره كننده امضاء كرده اند و این تعهدات كلیدی را در اختیار آژانس قرار داده اند. این امر به معنی پذیرش استقرار رژیم جاسوسی تثبیت شده در ایران است. فرد بازرس آژانس را می آوریم هتل در اختیارش قرار می دهیم با احترامات فراوان هرچه پرسید مكتوب می نویسم به او تقدیم می كنیم و او نیز هیچ محدودیتی را نمی پذیرد و مطلقا درباره هر موضوع، مكان، ابزار و اشخاصی اختیار بازرسی پیدا كرده است.

این كارشناس هسته ای درباره مفهوم تصویر كامل نزد آژانس می گوید:تصویر كامل یعنی تمام ساختار اداری،دفاعی،موشكی،امنیتی،بودجه بندی، نیروی انسانی و...همگی باید در اختیار آژانس قرار گیرد.یعنی هیچ كدام از اینها نباید محرمانه باشد.آژانس می گوید هر نقطه از كشور كه مدنظر من هست باید اجازه بازرسی داده شود. این چه توافقی است كه دوستان داشته اند كه تعلیق تحریم ها فقط باید مربوط مسائل هسته ای باشد اما بازرسی ها همه جایی و همه گیر؟؟

   محمدی درباره نتایج این موضوع گفت:استقرار رژیم بازرسی ویژه در یك كشور مقدمه حمله نظامی به آن كشور است. اگر كشوری پذیرفت كه در آن كشور یك بازرسی فراپروتكلی اعمال شود و در یك زمان طولانی اجرا شود این هیچ معنایی ندارد جز اینكه نظام دفاعی و امنیتی شما شناسایی می شوند، یكی یكی از بین می برند و یا ناكارآمد می كنند و روزی كه آخرین حلقه پروژه تكمیل شد، اولین موشك به سمت شما شلیك می شود.

  وی با اشاره به تجربه برخورد با رژیم صدام گفت: آیا صدام هیچ سلاح دفاعی، شیمیایی و نظامی نداشت؟ ما بهتر از همه می دانیم صدام چه داشت چرا كه روی ما در دوران جنگ تحمیلی امتحان كرد. چرا هنگامی كه آمریكا حمله كرد به عراق یك عدد هواپیما هم بلند نشد؟ ارتش هولناك صدام كجا رفته بود؟ چون در طول بازرسی های ویژه تمام سیستم دفاعی صدام شناخته شده بود، یكی یكی آنها را از كار انداختند و آنهایی كه مانده بود در همان اول صبح تا ظهر حمله، همه را از بین بردند.

این كارشناس مسائل سیاسی در ادامه تصریح كرد:چیزی كه این دوستان(تیم مذاكره كننده) پذیرفته اند،بدتر از چیزی است كه در عراق اجرا شد.این سخنرانی رئیس جمهور آمریكاست كه توافق ما با ایران فراتر از مدلی است كه در عراق انجام شد.چون تكنولوژی كه الان داریم آن موقع نداشتیم.این چه توافقی است كه تمام زیر ساخت دفاعی ما را به مدت نا محدود به زیر كینه توز ترین سرویس های اطلاعاتی می برد؟؟

  مهدی محمدی با اشاره به بحث دانش در ایران گفت:شما حق ندارید به اسم توافق هسته ای دانش را در ایران محدود كنید.برنامه هسته ای منتهی به تولید مواد هسته ای می شود.یك فرایند دیگر است كه فرایند تحقیق و توسعه نام دارد. این برنامه دانش محور نباید در ایران هیچ محدودیتی داشته باشد.چیزی كه در تفاهم لوزان نوشته شده و گفته نشده و محرمانه باقی مانده است این است كه تا 15 سال آینده دو مدل ماشین ri6و ri8 از هر كدام 10 عدد بدون تزیرق مواد كار خواهد كرد.این یعنی چیزی به نام تحقیق درباره سانتریفیوِژ در ایران نخواهیم داشت.دقیقا اتفاقی كه در تفاهم نامه لوزان پیش آمده این است كه گفته شده شما حق ندارید مهارت خود را درباره ماشین های پیشرفته را از 10 عدد بیشتر كنید.این توافق  یعنی این كه دانش مربوط به غنی سازی در ایران حداقل تا 15 سال آینده رشد نخواهد كرد.

  وی در ادامه درباره موضوع زمان انتهای این تفاهم گفت:در هیچ جای از توافق ژنو و تفاهم لوزان،از زمان و انتهای این توافق صحبت نشده و تصریح نشده است كه چه زمانی این تفاهم منقضی است. در تمام توافقات بین المللی یك تاریخی برای قرار داد وجود دارد.در تمام متونی كه این آقایان نوشته اند هیچ اشاره به این قضیه وجود ندارد.آمریكایی ها می گویند الی الابد بیشترین مقدار غنی سازی كه می توانید داشته باشید همین میزان می باشد. مونیز وزیر انرژی امریكا گفته است غروب هسته ای ایران طلوع نخواهد داشت.طبق توافقی كه آقایان داشته اند ما تا ابد استثناء می مانیم. ما برای اولین بار قطع نامه های علیه ایران را به رسمیت می شناسیم و می پذیریم كه  ما تهدید علیه صلح هستیم تا اطلاع ثانوی.

  مهدی محمدی خاطر نشان ساخت كه توافق هسته ای در نظر آمریكا مقدمه ای است برای تغییر ساختار قدرت در ایران. وقتی آمریكایی ها می گویند 10 یا 15 سال، زمان تغییر رژیم در ایران را مد نظر دارند.آمریكایی ها گفته اند طی توافق 10 سال دیگر یك ایران جدید متولد خواهد شد.مهمترین جنبه نانوشته این توافق برنامه آمریكا برای محیط داخلی ایران در مرحله ما بعد توافق است.بعد از توافق ما چه مكانیسمی برای استقرار پدافند در مقابل تغییر رژیم در ایران داریم كه این پروژه تغییر رژیم طراحی شده است.

وی تاكید كرد:ما فقط توافق هسته ای نمی كنیم، بلكه ما یك سكویی برای اقدامات براندازانه در اختیار كسانی قرار می دهیم كه برنامه هاشان علیه ایران تغییر نكرده است فقط این برنامه ها را بلند مدت تر كرده اند. فتنه 1388 در ایران به غربی ها نشان داد كه براندازی در ایران یك امر فوری نیست. چون سیستم به لحاظ اطلاعاتی سیستم قدرت مندی است. اگر سیستم جدیدی را برای تاثیر گذاری بر افكار عمومی اتخاذ كنند در شرایطی كه ایران را از لحاظ توان هسته ای و امنیتی و سیاسی محدود كنند، در طول 10 سال حتما می توانند ایران را تغییر دهید.

آمریكایی ها بحثی كه در پس پرده با این آقایان دارند این است كه اگر ما با شما توافق كردیم بعد كه شما یك محبوبیتی نصیبتان شد این را كجا می خواهید خرج كنید؟ سرمایه اجتماعی به دست آمده را صرف چه كاری در ایران خواهیدكرد؟ اگر می خواهید صرف تقویت قدرت رهبری در ایران كنید، اگر این باشد ما با شما توافق نخواهیم كرد.باید ضمانتی به ما بدهید كه این سرمایه صرف تقویت جریان انقلاب اسلامی نشود. برای همین است كه در بیانات و صحبت های برخی مقامات بلند پایه تلاش می شود كه به آمریكایی ها نشان داده شود كه رهبری یك چیز است، و ما چیزی دیگر.

   بنا بر این اصل بحث، بر سر مساله هسته ای نیست، بلكه دعوا بر سر تلاش برای تغییر ماهیت جمهوری اسلامی ایران و تاثیر گذاری بر معادلات قدرت در آینده ایران است و برای آمریكایی ها هم مسئله اصلی همین است و از نظر آمریكایی ها مسئله آمریكا حل نخواهد شد به جز از درون ایران. منتها مسائل هسته ای یك ابزار مناسب در اختیار اینهاست كه بتوانند بر معادله قدرت در ایران تاثیر بگذارند.اگر از این منظر به مسئله نگاه كنید اعداد معنا پیدا می كنند و معنای 10 سال فهمیده خواهد شد. به همین دلیل هم هیچ گاه تحریم ها از سوی آمریكایی ها به طور كامل برداشته نخواهد شد مگر با تغییر كامل ماهیت جمهوری اسلامی و شكستن اقتدار انقلابیون در ایران.