از دیرباز در ایران به دلیل برخورداری از تنوع آب و هوایی و گونه های مختلف حیات وحش، شكار یكی از راههای بقای انسان روی زمین و از اصول فنون جنگی و رزمی به شمار می‌رفت. ناگفته نماند كه شكارچیان از قواعد خاصی پیروی نمی‌كردند، ولی پس از ظهور اسلام شرایط و حتی شیوه ذبح مورد شكار تعیین شد .

شكار در طول تاریخ ایران برای پادشاهان جنبه تفریح و سرگرمی داشت و نمادی برای جلوه دادن اقتدار جسمی آنان بود. در دوره پهلوی بسیاری از املاك به صورت قرقگاههای سلطنتی درآمد و فارغ از امور مملكتداری و یا احتمال انقراض نسل حیات وحش به شكار حیوانات اعم از پرنده و چرنده می‌پرداختند. شكار در این دوره بیشتر اختصاص به درباریان و ثروتمندان داشت، حیواناتی كه شكار می‌شدند عبارت بودند از : كفتار، گرگ، شغال، روباه، یوزپلنگ، سیاه‌گوش، شیر بدون یال خوزستان، پلنگ، خرس، آهو و كل و مراكز شكار اطراف تهران از قرار ذیل: كن، دوشان تپه، دره لار، شهرستانك، سرخه حصار، قلعه حسن‌خان و جاجرود بود، از آنجایی كه امریكا در امور داخلی و خارجی ایران همیشه دخالت داشته و بسیاری از امتیازات را از آن خود می‌ساخته اتباع آندر این مورد هم بی بهره نبوده‌اند و حتی فصولی كه شكار ممنوع بود مجوز شكاردریافت می‌كردند.

اكبر میرزا مسعود فرزند ظل‌السلطان پس از شكار پلنگ و چندین قوچ عكسی به یادگار گرفته است

4439- 1ع


اداره شكاربانی دربار زیر نظر خانواده آتابای اداره می‌شد. در سال 1335 كانون شكار ایران تشكیل یافت و بعدها در سال 1346 سازمان شكاربانی و نظارت بر صید و در سال 1350 سازمان حفاظت محیط زیست جایگزین آن شد. البته لازم به یاد‌آوری است با اینكه این سازمانها تاسیس یافت ولی استفاده امریكاییها از امتیازات خود ادامه داشت چنان كه این امر در سندی كه به تاریخ 1352 می‌باشد كاملا مشهود است و مجاز به قانون‌شكنی می‌باشند.

 

اسناد زیر كه از مجموعه سندهای مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر می‌باشد حاكی از مكاتبه اسفندیار گودرزی با كامران آتابای مشتمل بر شرح شكار قوچ، بز و كل توسط آرماند و جوری چلی مهمانان خارجی نامبرده صورت گرفته است.

 

مكاتبات مسیح كیا با كامران آتابای و توضیح درخصوص كنفرانس شكار سان آنتونیو كه با پیام نیكسون شروع و با حضور عده‌ای از شكارچیان و ملاقات با آنان و گفت و گو درمورد شكار در ایران خاتمه یافته، شركت در نمایشگاه سالزبورگ و شرح برگزاری نمایشگاه شركت پرشین شكار در غرفه‌ ایوسیع، و اظهار امیدواری به سودمند بودن برگزاری نمایشگاه، اشاره به حضور شكارچیان آلمانی، سویسی و اتریشی، تقاضای ایراد سخنرانی نویسنده درباره شكار در ایران، و اظهار تمایل شكارچیان به انجام شكار در ایران به همراه نامه‌ درخواست صدور پروانه شكار در فصل بهار با توجه به ممنوعیت شكار به دلیل زادو ولد همه‌ گونه های جانوری در فصل مزبور برای آندروش آبكار و دوستان وی با استفاده از نام دوستان آمریكایی كه مجاز به شكار در فصل بهار می‌باشند، جهت عزیمت برای شكار به البرز مركزی (الیكا)، را نموده است .

 

[ 1]

جناب كامران آتابای مدیر عامل محترم شركت پرشین شكار

با كمال احترام گزارش شكار آقای آرماند و جوری چلی را در منطقه خوش ییلاق به عرض می‌رسانم

حركت از تهران 2/2/1352 و عصر همان روز به محل كمپ رسیدیم و از تاریخ 3/2/52عازم شكار شدیم در حدود ساعت ده صبح به یك گله شكار قوچ و میش برخورد كردم و مجبور شد دو ساعت توقف كنیم چون جای تیراندازی نداشتیم بعد از دو ساعت نتوانستیم جای خوبی برای تیراندازی پیدا كنیم و مهمان شكارچی را با خودم بردم به فاصله یك صد متری شكار و سه راس قوچ كه از همه نزدیك تر بودند به او نشان دادم و گفته‌ام قوچ وسطی شكار خوبی می‌باشد و مهمان شكارچی با دوربین شكار را دید و قبول كرد وقتی تیراندازی شد قوچ كوچكتری را زده كه از نظر من شكار خوبی نبود ولی شكارچی راضی بود. بعد از عكس گرفتن غروب عازم كمپ شدند و استراحت نموده فردای همان روز 4/2/1352 عازم شكار كل شدیم بعد از راهپیمایی زیاد یك گله كل و بز برخورد نمودیم و مهمان را به هفتاد متری شكار بردیم و به او نشان دادم، فاصله آنقدر نزدیك بوده كه مهمان با چشم خوب شكارها را دیده و قبول كرد یك راس كل را شكار نماید، و حتی تیراندازی نموده و من مشاهده كردم شكارها فرار كردند و كل زده شد و به مهمان گفتم : تیراندازی كند و لی او گفته كه من شكار را زدم وقتی محلی را كه نشان داده بود رفتم دیدم یك راس بز شكار كرده كه در شكم بچه دارد و به مهمان شكارچی گفتم شما در فاصله هفتاد متر سه بار كل را خوب مشاهده كرده‌اید و قبول نمودید چرا بز را شكار كردید گفته بود اشتباه كردم و من ناراحت شدم از اینكه یك شكارچی چطور می‌تواند این فاصله نزدیك ..... ..... شاخ بلند و بز را از هم تشخیص ندهد روز بعد 5/2/1352 باز هم به شكار كل رفتم چون مهمان شكارچی میتوانست را بیابد از این رو چندین بار كل خوب دید و نتوانستیم شكار كنیم چون جای كل سخت بوده و مهمان نمی‌توانست بیاید تا عصر موفق به شكار كل نشد. تاریخ 6/2/52 به شكار قوچ رفتیم و تا ساعت یازده گشتیم و به چند راس قوچ برخود كردیم بعد از یك ساعت مهمان را به فاصله یك صد و پنجاه متری شكار بردم و تیراندازی كرد یك راس قوچ زد كه بسار راضی بوده و قوچ از نظر فرم شاخ و یال قشنگ بوده، مهمان بسیار خوشحال شد . تاریخ 7/2/52 باز هم به شكار كل رفتیم و تا عصر نتوانستیم كل شكار كنیم. تاریخ 8/2/52 آخرین روز شكار بعد از زحمت زیاد توانستم مهمان شكارچی را به فاصله یك صد و بیست متری كل ببرم و نشان دادم گفتم كل نسبتا خوبی می‌باشد، تیراندازی كرد و كل افتاد و قتی مهمان را جایی كه شكار افتاده بود بردم از نزدیك كل را دیده و بسیار خوشحال و راضی بود، عصر به كمپ برگشتیم و تاریخ 9/2/1352 عازم تهران شدیم و مهمان بسیار راضی و سلامت رسیدیم و مهمان را به هتل بردم كه روز بعد تاریخ 10/2/52 عازم فرانسه شد.

با تقدیم احترام [امضا]: اسفندیار گودرزی

2 تا 1-3017- 17254آ

 

[2]

[آرم : شیر ایستاده، گوزن، ماهی و درخت و علامت مخصوص زیر درخت]

جناب كامران خان عزیز و گرامی با سلام فراوان غروب روز جمعه یازدهم می 1973 هم اكنون از سان آنتونیو مراجعت و در دفتر كار آقای فیتس جرالد این نامه را حضورتان مینویسم كنفرانس جالبی در سان آنتونیو داشتم جای شما خیلی خالی بود صدها شكارچی از گوشه و كنار جهان در بزرگترین سالن شهر جمع شده بودند كنفرانس صبح دوشنبه هفتم می با پیام پرزیدنت نیكسون شروع بكار كرد. بروشورهای ما آماده بود و تعداد زیادی به آنجا بردیم همچنین عكس و اسلاید فوق‌العاده نتیجه عالی بود. با تمام آنهایی كه به ما نامه نوشته بودند كه برای ما مشتری بفرستند به اتفاق فیتس جرالد ملاقات داشتیم مانند جك آچن، كولیز، سرهنگ اسكینز، جك جونز، جو جونز و یكی دو آژانس بزرگ دیگر همه آنها با فیتس جرالد به توافق رسیدند. آقای سرهنگ اسكنیز پارتی بزرگی ترتیب داد و ما را دعوت كرد كه با دوستانش آشنایی پیدا كنیم و برایشان راجع به شكار در ایران صحبت كنیم، همچنین آقای الی تبست میهمانی بزرگی ترتیب داد (در هیلتون سان آنتونیو) و عده زیادی را دعوت كرد كه با كار و شكار ما آشنا شوند، نتیحه كار برای خود فیتس جرالد هم غیر قابل تصور بود، به جهت اصرار آقای هالسی یك شبانه اكلاهما سیتی رفتم ایشان هم پارتی بزرگی داد و شب هم مرا در خانه‌اش نگهداشت، آقای سوسكی پیرایف كه در كنفرانس بود و از قبل مرا می‌شناخت میهمانی مفصلی در فیلادلفیا ترتیب داده و مرا دعوت كرده است كه روز یكشنبه به آنجا بروم و برای شكارچیان فیلادلفیا راجع به شكار در ایران و پرشین شكار صحبت كنم در هر حال همه چیز تا كنون عالی بوده است و از همه چیز عالی تر، اینكه بروشورهای مخصوص خودمان هم تا دوشنبه حاضر میشود و تعدادی با خودم می‌آورم (همان چیزی كه با جناب عالی و آقای زاون صحبت می‌كردم) آرم پانچ ما هم به طرز جالبی تا چند روز دیگر حاضر می‌شود. برای فتوسافاری با مایك فیتس جرالد مشغول برنامه ریزی هستیم، امشب در وكسفورد با عده‌ای شكارچی ملاقات داریم. لطفا به آقای زاون بفرمایید هرچه زودتر اجازه خروج تروفه‌های آقایان لاسن، اشنایدر و نیك را بفرستد در هرحال طاقت نیاوردم كه در نامه ننویسم تعداد زیادی بوكینگ صد در صد داریم، سلام بنده را به جناب كامبیز خان، آقای آبكار، آقای بهارپور شیك و خوشكل و آقای زاون برسانید. به ویك سلام می‌رسانم به ایشان بفرمائید بعد از قرنی به كشورش آمده‌ام و او Where are you Ban) چون نامه اداری است اجازه بفرمائید حال كه از همه اسم بردم به ملیحه هم توسط این نامه سلام می‌رسانم، سلامتی همگی شمار را آرزو دارم.

قربان شما [امضا] : مسیح

 

[روی پاكت]: [مهر دایره‌ای شكل]: U. S. POSTAL SERVICE PA 150

VIA AIR MAIL [آرم: خرس ایستاده، گوزن، ماهی، درخت و علامت مخصوص پایه درخت]

PERSIAN SHIKAR

Attn. Kamran Atabai

P. O. BOX 11/1934
TEHRAN, Iran

[حاشیه اطراف سند واجد طرح مخصوص پاكت نامه هوایی است

1/ و 1- 3009- 17254آ

 

[ 3]

[كارت پستال]

چهارشنبه بیست و هفتم فوریه 1973

كامران عزیز با سلام فراوان این كارت را از سالزبورگ حضورتان می‌نویسم. دومین روزی است كه در این شهر اقامت دارم برنامه نمایشگاه بسیار مفصل است. برای پرشین شكار خصوصا از سن ‌آنتونیو به مراتب مفیدتر می‌باشد. غرفه بسیار بزرگی مربوط به پرشین شكار با تمام تروفه های ایران درست شده است، فاگل و زوندرمن بسیاری از شكارچی‌ها را از آلمان و اتریش و سوییس دعوت كرده‌اند، از فردا صبح افتتاح می‌شود. روز یكشنبه بعد از ظهر به هامبورگ منزل آقای ویلچر رفتم و ایشان را ملاقات كردم، نامه و بروشورها را به او دادم و خیلی صحبت كردیم، قرار است در صورتی كه فرصت كنم دوباره ایشان را ببینم. با چند شكارچی در چند شهر ملاقات كردم و تعداد قابل ملاحظه‌ای تا بحال تقاضا نموده‌اند كه در سال جاری میلادی برای شكار به ایران بیایند. با سلام فراوان به احمدخان بهارپور، زاون، ویكتور،

قربان شما مسیح

[حاشیه بالا: auf die festung mitt Gaisberg SALZBURG, Blick SALZBERG, View to the fortress with Gaisberg]

[حاشیه وسط: Kieselverlag, 5020 salzburg, Rainerstrasse 19, Ruf 0 6222/73587]

Mr. Kamran Atabai

P. o. BOX 11 / 1934

Tehran – IRAN

2-3009- 17254آ

 

 

[ 4]

28/1/1352

جناب آقای كامران آتابای مدیر عامل محترم پرشین شكار

محترما به استحضار عالی می‌رساند آقای آندروش آبكار به اتفاق یكی دو نفر از دوستان خود قصد دارند از تاریخ دوازدهم اردیبهشت الی شانزدهم اردیبهشت سال جاری برای شكار به البرز مركزی شمالی (الیكا) بروند و چون در فصل بهار به ایرانیان پروانه شكار نمی‌دهند، پیشنهاد نموده‌اند كه به نام دوستان امریكایی آنان (آقایان داونپورت- دان‌پرت) پروانه اخذ و آنان استفاده نمایند، در صورتی كه اجازه می‌فرمایند بهمین ترتیب برای آقایان پروانه گرفته شود.

با تقدیم احترام

[امضا]: مسیح كیا

3-3009- 17254آ

عبدالرضا پهلوی و كامبیز آتابای مسئول اداره شكاربانی دربار

 

منبع: مقاله افتخار بلارشك، سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر، بخش مقالات