پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی؛ آنچه پس از سی و نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری امریكا اتفاق افتاد، به خوبی نشان داد كه شعارهای انتخاباتی كاندیداهای امریكایی از بیلبوردهای تبلیغاتی فراتر نخواهد رفت؛ انتخاب جیمی كارتر به عنوان رئیس جمهور امریكا در سال 1976 این موضوع را به اثبات رساند. استفاده تبلیغاتی وی از واژه "حقوق بشر" روشن ساخت كه این واژه در فرهنگ لغت امریكا مفهوم دیگری دارد. آنچه در ادامه می خوانید، بخشی از كتاب "روابط سیاسی محمدرضا پهلوی و امریكا در دوره كارتر" است كه توسط "مركز اسناد انقلاب اسلامی" منتشر شده است. این بخش به هیاهوی انتخابات سی و نهم ریاست جمهوری امریكا می پردازد.

 

سابقه نسبتا طولانی روابط ایران و امریكا در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی و شناختی كه او از دو حزب سیاسی دموكرات و جمهوری خواه در آن كشور داشت، به وی آموخته بود كه با جمهوری خواهان بهتر می تواند كنار بیاید تا با دموكرات‌‌ها. شاه در 28 مرداد، در دوره ریاست جمهوری یك جمهوری‌خواه یعنی آیزنهاور به قدرت بازگردانده شد و در دوره نیكسون‌ جمهوری خواه به خواسته های نظامی اش پاسخ مثبت داده شد؛ تا حدی كه اوج روابط دو كشور در دوره ریاست جمهوری نیكسون بود. ولی دموكرات ها او را از نظر نظامی محدود می كردند و درباره انجام اصلاحات در ایران به او فشار می آوردند.

 

مردم ایران مانند سایر ملل جهان در آغاز سال 1355 ، برای نخستین بار با نام كارتر آشنا شدند. او تا اوایل سال 1976 برای خود آمریكایی ها نیز كم وبیش ناشناخته بود و سابقه فعالیت سیاسی در واشنگتن را نداشت. به همین دلیل گمان می شد شانسی برای پیروزی در انتخابات نداشته باشد. شاه به دقت تحولات مربوط به انتخابات ریاست جمهوری در آمریكا را دنبال می كرد و برای اولین بار در 13 اردیبهشت 55، از علم خواست تا درباره كارتر - كه فردی ناشناخته و در انتخابات مقدماتی در حال پیروزشدن بود - از سفیر آمریكا تحقیقاتی كرده و با كمك "اردشیر زاهدی"، سفیر ایران در واشینگتن برای شناخت بیشتر، راه هایی برای ارتباط با او پیدا كند. با این كه زاهدی نتوانست نتیجه انتخابات را پیش بینی كند ولی معتقد بود كارتر در صورت روی كار آمدن، راه نامعقولی را در سیاست خارجی در پیش نخواهد گرفت.

 

استمپل، دبیر اول سفارت آمریكا، نیز از جمله افرادی بود كه احتمال می داد فردی از حزب دموكرات در انتخابات پیروز شود. شاه از سفیر اسرائیل نیز، اطلاعاتی درباره انتخابات دریافت می كرد. شاه و علم، در خلوت، انتخابات و نامزدهای ریاست جمهوری در آمریكا را تحقیر می كردند. كارتر نه تنها در حلقه شاه به "بچه دهاتی" و "بادام زمینی فروش" منتسب بود، بلكه در آمریكا نیز به جیمی بادام زمینی مشهور بود. شاه برای كمك به فورد جمهوری خواه رقیب انتخاباتی كارتر در 9 خرداد 55، اعلام كرد تا پایان انتخابات در قیمت نفت تغییری نمی دهد. وی پس از كسب پیروزی های متوالی كارتر در انتخابات مقدماتی، معرفی او از طرف حزب دموكرات به عنوان نامزد ریاست جمهوری ، درنظرگرفتن احتمال پیروزی كارتر و آگاهی از موضع و سوابق كارتر نسبت به حقوق بشر، احساس خطر نمود. به خصوص وقتی كه در شهریور 55، به دیدگاه كارتر درباره سلاح های جنگی پی برد، این وحشت بیشتر شد.

 

دلیل دیگر نگرانی شاه، پیوند محكمی بود كه در سال های اخیر سلطنتش بین یكی از مثلث های قدرت در آمریكا یعنی گروه نیكسون - فورد- كیسینجر و او ایجاد شده بود. شاه سعی كرد در انتخابات با تبلیغات به نفع فورد، شرایط را به نفع او تمام كند. زاهدی به دستور شاه وظیفه داشت با تزریق پول به ستاد تبلیغات فورد، شرایط را برای روی كار آمدن او فراهم نماید؛ بعد از انتخابات در محافل سیاسی آمریكا شایع شد این مبلغ حدود صد و بیست میلیون دلار بوده است. دموكراتها از این موضوع آگاه شدند و برژینسكی رفتار زاهدی را - برای برگزاری مهمانی های باشكوه و عادت وی به دادن هدایای گرانبها به نمایندگان كنگره و مطبوعات آمریكا - مایه ننگ نامید. حتی همسر هلمز یكی از سفرای آمریكا در تهران تأیید می كند كه آمریكایی ها دسته دسته با بلیت مجانی هوایی كه زاهدی در اختیارشان می گذاشت، به عناوین مختلف به ایران می‌آمدند و در مهمانی رسمی دولت شركت می كردند.

 

شاه حتی آشكارا از پیروزی فورد بر كارتر در انتخابات اظهار خوشحالی كرده بود. او وعده‌های كارتر را تبلیغاتی برای پیروزی در انتخابات می خواند. در نیمه آخر شهریور 55 كارتر نسبت به دیگر نامزدها پیشرفت قابل توجهی یافت. در اوایل مهر 55 ، اولین دور مناظرات فورد و كارتر و چندی بعد در اواسط مهر، دومین مناظره انتخاباتی بین آنها برگزار شد. به اعتقاد افراد بسیاری، كارتر در این مناظره موفق بود. به دلیل اهمیت ایران در رابطه با آمریكا، یكی از موضوعات مناظره "ایران" بود.

 

سرانجام، كارتر در روز 12 آبان 1355 ، پیروز نهایی مبارزات انتخابات گردید و سی و نهمین رئیس جمهور آمریكا شد. پس از اعلام نتایج انتخابات، زاهدی در مصاحبه ای درباره چشم انداز روابط ایران و آمریكا گفت: «همانطور كه می‌دانید روابط ایران و آمریكا هیچ وقت به خوبی امروز نبوده است و فكر می كنم اگر بدانیم دلایلش چیست، به خوبی درك می كنیم این روابط در آینده چگونه خواهد بود. تردید ندارم روابط ما در آینده اقتصادی، برای صلح دنیا و برای پایداری دنیا اهمیت دارد. می‌بینیم كه وضع ما نسبت به گذشته تغییر كرده است. ما متحد آمریكا هستیم و از لحاظ حفظ منافع مشترك ناگزیریم با هم همكاری داشته باشیم. دنیای آزاد، به خاطر منافع مشترك هم كه شده، نسبت به ایران علاقه و احترام نشان می‌دهد.»

 

شاه كه با آگاهی از دیدگاه كارتر به خصوص درباره حقوق بشر، تلاش های ناموفقی را برای جلوگیری از روی كار آمدن او انجام داده بود، وقتی كه با شكست روبه‌رو شد تصمیم گرفت وارد مرحله دوم نقشه خود شود و به نحوی با دولت جدید كنار بیاید. فاز دوم این نقشه در تلگراف تبریكی كه برای كارتر ارسال كرد به خوبی منعكس است.

 

از سوی دیگر كارتر در آغاز زمامداری خود در یك سخنرانی گفت: «جامعه ما اولین جامعه ای است كه اصول معنوی و آزادی بشر را برای خود اختیار كرد. تعهد ما درمورد حقوق بشر باید قطعی و مطلق و قوانین ما باید عادلانه باشد. قدرتمندان نباید به ضعیفان زور و ستم كنند. چون ما آزاده ایم نمی توانیم نسبت به سرنوشت آزادی در سرزمین های دیگر بی اعتنا باشیم.»

 

علی رغم این صحبت ها، سیاست های قبلی امریكا هیچ تغییری نكرد. چرا كه "منافع ملی" محور سیاست امریكا بود و همین موضوع كافی بود تا كارتر نیز حامی حكومت های خودكامه ای چون حكومت پهلوی باشد. بدین ترتیب جیمی كارتر كه موضوع حقوق بشر را یكی از كلیدی ترین شعارهای انتخاباتی خود قرار داده و از رژیم پهلوی انتقاد كرده بود، پس از استقرار در كاخ سفید، با تمام توان از محمدرضا پهلوی حمایت كرد و با دادن عنوان "جزیره ثبات" به ایران، در واقع سیاست روسای جمهور پیشین امریكا را دربرابر ایران در پیش گرفت و به محمدرضا پهلوی برای سركوبی مخالفانش، قدرت بیشتری داد. او با این كار ابزاری بودن سیاست حقوق بشر آمریكایی را در عمل نشان داد.