پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی؛ به دنبال انتشار مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات در 17 دی 56 تحت عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" موجی از اعتراضات علیه رژیم پهلوی در كشور آغاز شد. فردای آن روز مراجع و علمای قم از جمله آیات عظام حائری، گلپایگانی و نجفی كلاس‌‌های درس خود را تعطیل كردند اما شریعتمداری برای تدریس به مسجد اعظم قم رفت كه با اعتراض شدید طلاب مواجه شد. گزارش ساواك نیز حاكی از آن است كه شریعتمداری كه موافق به تعطیل درس نبود "با ناراحتی از منبر پایین آمده و درس را تعطیل می‌نماید."



پس از تعطیلی كلاس‌های حوزه طلاب به سوی میدان آستانه سرازیر شدند و از آنجا تصمیم گرفتند در مقابل بیت مراجع و علما تجمع كنند. لذا به مقابل بیوت آیات گلپایگانی و نجفی رفتند و از آنجا به سوی مسجد اعظم حركت كردند. به گزارش ساواك «حدود 2000 نفر از طلاب علوم دینی در مسجد اعظم شهر قم اجتماع و ضمن انجام تظاهرات شعارهایی به طرفداری از آیت‌الله روح‌الله خمینی داده‌اند.»[1]

 

"آنتونی پارسونز"، سفیر انگلیس در ایران وقایعی كه منجر به حماسه 19 دی شد را برخاسته از حماقت رژیم پهلوی می‌داند و می‌گوید: «چند روز پس از عزیمت رئیس جمهور كارتر از ایران، دولت، ناخواسته فتیله باروتی را كه به انفجاری بزرگ منجر شد روشن نمود؛ انفجاری كه یك سال بعد سلطنت پهلوی و همه مظاهرش را سرنگون ساخت. چند وقتی بود كه حكومتیان از تأثیر مخرب نوارهای سخنرانی [امام] خمینی بر ذهن عامه نگران شده بودند. در اوایل ژانویه، تصمیم گرفته شد كه امام خمینی بی‌اعتبار گردد. خیلی‌ها فكر می‌كنند كه این یك تصمیم‌گیری شخصی توسط داریوش همایون، وزیر اطلاعات بود. اما با توجه به ساختار سلسله مراتبی حكومت پهلوی، این تصمیم می‌توانست مربوط به شاه، ساواك و یا كل كابینه باشد. ولی همین قدر كافی است گفته شود روشی كه برای این كار انتخاب شد، به یك حماقت بزرگ شبیه بود.»[2]

 

به هر ترتیب، روز 19 دی قیام عمومی شد و تمام اقشار جامعه را فراگرفت. در قم بازار تعطیل شد و بازاریان در یك راهپیمایی به سمت آستان مقدس حضرت معصومه(س) حركت كردند و در بین راه بسیاری از مردم و طلاب حوزه علمیه نیز به آنان پیوستند. راهپیمایان همانند روز گذشته تصمیم گرفتند به مقابل منزل علما بروند. لذا تجمع‌هایی در مقابل بیوت آیات میرزا هاشم آملی، علامه طباطبایی، یزدی، مكارم شیرازی، وحید خراسانی، مشكینی و نوری همدانی انجام دادند. این علما نیز با سخنرانی‌های روشنگر خود، شدیدا به رژیم پهلوی حمله كرده و حمایت خود را از امام خمینی(ره) اعلام كردند.

 

"آیت‌الله مكارم شیرازی" در مسجد امیرالمومنین(ع) ضمن محكوم كردن مقاله توهین آمیز روز 17 دی، مردم را به حمایت از روحانیت فراخوانده و گفت: «اگر واقعا بنا هست بمیریم همه دست به دست هم بدهیم و با هم بمیریم و اگر بناست زنده بمانیم همه با هم زنده بمانیم.» سند زیر گزارش ساواك از نقش علما در قیام 19 دی است كه در آن به سخنرانی آیت‌الله مكارم شیرازی اشاره شده است.

 

 ساواك درباره فعالیت علما در قیام 19 دی 1356

 

"آیت‌الله نوری همدانی" نیز طی یك سخنرانی مبسوط و جامع بهترین و قاطع‌ترین موضع را گرفته و درباره عظمت امام خمینی(ره) گفت: از 30 میلیون شیعه‌ای كه در پاكستان هستند 90 درصد آنها مقلد آقای خمینی هستند و در افغانستان، كویت، عراق و هندوستان در اعماق دل مردم جای دارند.[3]

 

*** هجوم ماموران رژیم پهلوی به مردم ***

 

راهپیمایی مردم در حمایت از مرجعیت دینی باعث واكنش خشن مامورین رژیم پهلوی شد؛ در شهر مقدس قم تظاهرات مردم در میدان فاطمیه (چهار راه بیمارستان) مورد هجوم نیروهای پلیس قرار گرفت و كم‌كم درگیری به خیابان‌های صفائیه، ارم، چهارمردان،میدان آستانه،خیابان حجتیه و كوچه‌های اطراف كشیده شد. مامورین رژیم پهلوی بی‌مهابا تیراندازی می‌كردند و می‌كوشیدند تا با استفاده از گاز اشك‌آور مردم را متفرق كنند. مردم مجروحین را به بیمارستان منتقل می‌كردند. در این حین بسیاری نیز به شهادت می‌رسیدند و خبر شهادت ده‌ها تن بر خشم و نفرت مردم می‌افزود. شعار "مرگ بر شاه"، "مرگ بر این حكومت یزیدی" و "درود بر خمینی بت‌شكن"، در سرتاسر فضای قم طنین می‌افكند. جنگ و گریز تا پاسی از شب ادامه داشت. نیروهای پلیس در مناطق حساس مستقر شده بودند و نوعی حكومت نظامی استقرار یافته بود.

 

ساواك در گزارشی تعداد تظاهركنندگان در این روز را "حدود ده هزار نفر از طلاب علوم دینی و متعصبین مذهبی" برشمرد و نتیجه درگیری را شش نفر شهید و 14 نفر مجروح اعلام كرد. البته تعداد شهدای 19 دی به روشنی مشخص نشد و ساواك در اسناد خود تنها به نام برخی از شهدا اشاره كرد كه از آن جمله می‌توان به طلبه شهید محمدرضا انصاری، شهید حیدر رضایی 13 ساله، طلبه شهید مرتضی شریفی، علی‌اصغر خمسه‌ای، طلبه شهید علی‌اصغر ناصری و شهید غلامرضا همراهی اشاره كرد.

 

اسناد ساواك درباره 4 تن از شهدای قیام 19 دی

 

*** حمله عوامل رژیم پهلوی به مردم با گریدر ***

 

یكی دیگر از اقدامات رژیم پهلوی برای كشتار مردم استفاده از "گریدر" بود. چنانچه محمد شجاعی یكی از طلاب فعال در قیام 19 دی‌ماه می‌گوید: «حدود ساعت 11 و 30 دقیقه صبح بود كه وارد خیابان چهارمردان شدیم. لحظه به لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می‌شد كه ناگهان گاردهای شهربانی جلوی ما ظاهر شدند. در این هنگام رئیس شهربانی به نام جوادی به راننده ماشین گریدری كه آنجا حضور داشت دستور حركت به روی مردم را صادر كرد. او هم به سرعت به سوی جمعیت حركت كرد و مردم نیز با عجله برگشتند و به علت كثرت جمعیت روی هم ریختند. راننده گریدر با یك عقب و جلو كردن مجدد، دوباره به سوی جمعیت هجوم برد و قبل از رسیدن به مردم ترمز كرد و جمعیت دوباره به روی هم افتادند. این عمل چندبار تكرار شد... گروهی از مردم به خاطر ترس از گریدر، زیر ماشین‌های پارك شده، دراز كشیده بودند. گروهی از مردم نیز به وسیله باتوم مجروح شدند كه یكی از باتوم زن‌ها، ترابی، ساواكی مشهور بود كه بعد از این ماجرا نام وی بر سر زبان‌ها افتاد.[4]

 

*** قتل عام مردم توسط رژیم پهلوی به روایت سفیر انگلیس ***

 

"آنتونی پارسونز" در بخشی از خاطرات خود درباره خیزش مردم ایران در اعتراض به مقاله مندرج در روزنامه اطلاعات و به تبع آن كشتار مردم توسط رژیم پهلوی می‌گوید: «مقاله مفصلی در یكی از روزنامه‌های اصلی و پرتیراژ كشور منتشر شد كه در آن، با جزئیات تكان دهنده‌ای، پیشینه شخصی، اخلاق، پاكدامنی شخصی، هویت و صلاحیت مذهبی [امام]خمینی(ره) مورد اتهام واقع شده بود. انتشار این مقاله، آن هم زمانی كه كشور دستخوش آشوب سیاسی و مذهبی‌ای بود كه در طول 15 سال قبلش بی‌نظیر بود، باعث عكس‌العمل سریع شد. در نهم ژانویه شورش عظیمی در شهر مقدس قم، خانه معنوی [امام] خمینی برپاشد. اوضاع از كنترل پلیس محلی خارج شد. برای اولین بار پس از 1963 نیروی مسلح ارتش فراخوانده شد و برای ایجاد وحشت و تفرقه یا با برنامه قبلی، بر روی جمعیت آتش گشود. تعدادی از مردم كشته شدند كه طبق گفته دولت كمتر از ده نفر و طبق گفته مخالفان حكومت نزدیك به صد نفر بودند. كل كشور شوكه شده و مبهوت حادثه گشته بود و بین دولت و رهبران مذهبی مسلمان، بحران بالا گرفت. چندین مسجد در تهران بسته شدند و رهبران مذهبی اعلام نمودند كه مراسم چهلم كشته شدگان قم منعقد خواهد شد.»[5]

 

*** تبعید برخی از علما و دست‌اندركاران قیام 19 دی ***

 

روز 20 دی‌ماه نیز تظاهراتی به صورت پراكنده در اطراف حرم و مدرسه خان شكل گرفت ولی با حضور پلیس جمعیت پراكنده شد. كمیسیون امنیت اجتماعی قم روز 21 دی‌ماه تشكیل شد و هفت نفر از مدرسین قم و سه نفر از بازاریان را محرك اصلی شناخت و آنان را به تبعید محكوم كرد كه اسامی و محكومیت آنها به این شرح بود: «1- شیخ مرتضی فهیم كرمانی به سه سال اقامت اجباری در سقز 2- شیخ محمد یزدی به سه سال اقامت اجباری در بندرلنگه 3- ناصر مكارم شیرازی به سه سال اقامت اجباری در چابهار 4- شیخ حسینی نوری همانانی به سه سال اقامت اجباری در خلخال 5- شیخ ابوالقاسم خزعلی به سه سال اقامت اجباری در بیجار 6- شیخ محمدعلی گرامی به سه سال اقامت اجباری در شوشتر 7- شیخ حسن صانعی به سه سال اقامت اجباری در میناب 8- حاج قاسم دخیلی به سه سال اقامت اجباری در تویسركان 9- غلامحسین خردمند به سه سال اقامت اجباری در خوی و 10- حسین سلیمانی به سه سال اقامت اجباری در تربت جام.»[6]

 

 تبعید 10 نفر از مبارزان 19 دی

 

 تبعید آیت‌الله نوری همدانی به جرم شركت در قیام 19 دی

 

*** واكنش روحانیون و علما به فجایع 19 دی ***

 

به دنبال كشتار مردم در 19 دی، هر یك از مراجع و علمای بزرگ حوزه، اقدام جنایتكارانه رژیم پهلوی و كشتار مردم متدین قم و طلاب مبارز را محكوم كردند. در بیانیه‌ها و اعلامیه‌های انتقادی مراجع و علما بر این نكته تأكید شده بود كه : اولا رژیم پهلوی مخالف موازین دین مبین اسلام است و ثانیاً مردم ثابت كردند كه ملتی با شعور و حامی اسلام‌اند. آیت‌الله گلپایگانی در نامه خود به آیت‌الله خوانساری كه یك روز پس از حادثه نوشت، بر این نكته تأكید كرده بود كه «مأموران دولت به جای توجه به اعتراضی صحیح و منطقی آقایان طلاب و مردم بی دفاع، اعمالی كه در تمام جوامع بشری محكوم است مرتكب و با اسلحه گرم با آنها روبرو شدند و عده‌ای بی‌گناه را به قتل رسانده و جمع زیادی را مجروح و مصدوم نمودند.»[7]

 

طلاب و روحانیون مبارز كه در قیام خونین 19 دی نقش بسزایی داشتند نیز در اعلامیه‌ای به تاریخ 20 دی‌ماه 56 رژیم پهلوی را به شدت محكوم كردند. در این اعلامیه كه با ادبیات نوین سیاسی نوشته شد دمكراسی ادعایی محمدرضا پهلوی مورد انتقاد قرار گرفت و از انتقال پیكر شهدای 19 دی به دریاچه قم پرده برداشته شد. در آغاز این بیانیه آمده است: «هیأت حاكمه جبار برای هدم اسلام و مسلمین و كوبیدن حوزه‌های علمیه هر روز به نقشی دست می‌زند و به ایجاد محیط وحشت و خفقان قناعت نكرده و مستقیماً دست به كشتار مردم و طلاب بی‌پناه حوزه علمیه قم زده است و حتی از تحویل دادن جنازه ها خودداری كرده و نیمه شب مقدار زیادی از اجساد را به دریاچه قم ریخته است... دیشب [عوامل رژیم ] به انبوه مردمی كه برای دادن خون به زخمی ها مراجعه می كردند می گفتند خون قبول نمی كنیم؛ آری باید نیمه جان ها بمیرند.»[8]

 

علما و اساتید و مدرسین حوزه علمیه قم نیز در نامه‌ها و اعلامیه‌های مشترك، رژیم پهلوی را محكوم كردند و اقدام طلاب و مردم را در دفاع از كیان اسلام و حیثیت روحانیت و حضرت امام(ره) ستودند. در این اعلامیه كه در تاریخ 22 دی 56 صادر شد، چگونگی قیام و علت اعتراضات بر حق مردم و طلاب قم توضیح داده شده و بر این نكته تأكید شده است: «آیا این است معنای آزادی و دمكراسی و طرفداری از حقوق بشر كه هیأت حاكمه از آن دم می زند؟ آیا حمله مسلحانه و به گلوله بستن عده‌ای بی‌گناه كه با كمال نظم و آرامش در حركت بودند، طرفداری از حقوق بشر است؟! آیا فضای باز سیاسی همین است كه اگر كسانی به مطالب غیر واقعی روزنامه اعتراضی كنند. در برابر گلوله قرار گیرند.؟!»

 

علاوه بر قم، روحانیون و علمای شهرستان‌های مختلف از جمله تهران، اصفهان ، شیراز، مشهد و ... نیز نسبت به سركوب خونین قیام مردم قم واكنش نشان دادند و ضمن تجلیل از مردم و روحانیون قم و تأكید بر ادامه مبارزه، رژیم پهلوی را محكوم كردند. در بخشی از نامه‌ای كه به امضای بیش از 80 نفر از علما و روحانیون مبارز تهران، خطاب به مراجع تقلید نوشته شد و در تاریخ 20 دی 56 منتشر شد آمده است: «جای كمال تأثر و تأسف است كه مقامات مسئول به جای اقدام جدی برای تنبیه توهین‌كننده [مقاله‌نویس 17 دی] جسورانه به روی مردم مسلمان آتش گشودند.»

 

***واكنش امام خمینی(ره) به كشتار مردم در 19 دی ***

 

زمانی كه خبر جنایت رژیم پهلوی در 19 دی به نجف اشرف رسید، امام خمینی(ره) نیز در یك سخنرانی بسیار مهم و شدیداللحن در مسجد شیخ انصاری نجف، كه یادآور سخنرانی آتشین ایشان در مدرسه فیضیه قم بود به رژیم پهلوی  و سیاست‌های مخرب و ضد اسلامی دولت حمله كردند.

 

امام(ره) در نطق كوبنده‌اش، ضمن تسلیت به ملت ایران با اشاره به سفر جیمی كارتر به ایران به تشریح جنایات سلطنت غیرقانونی پهلوی پرداختند و مفاسد ارتش، دانشگاه و مجلس را برشمردند و از همه مردم ایران خواستند تا به منظور ادامه مبارزه با رژیم پهلوی از تفرقه و تشتت بپرهیزند. ایشان فرمودند: «ملت ایران را باید ما از آن تشكر كنیم. ملت بیداری است، ملت هشیار و مقاومی است در مقابل ظلم. در عین حالیكه این همه ظلم می‌بیند، این همه كشته می‌دهد، در عین حال، مقاومت می‌كند؛ ایستادگی می‌كند و این ایستادگی‌ها به نتیجه خواهد رسید.»

 

حضرت امام(ره) در همین سخنرانی درباره نقش مستقیم محمدرضا پهلوی در فجایع 19 دی فرمودند: «در زمان شماها هم كه مبتلای به این "شاخدار بی عقل" شدید، گمان نكنید كه یك‏ ‎‏تفنگ ‏‏[‏‏تیر‏‏]‏‏ انداخته بشود در ایرانْ طرفِ یك آدمْ بدون اذن شاه. هیچ همچو گمانی‏ ‎‏نكنید كه رئیس نظمیۀ قم، رئیس سازمان‏ قم، پلیس قم، یك همچو جرأتی داشته باشد‏ ‎‏كه تفنگ بزند و مردم كشی كند. هیچ، گمان این مطلب را هیچ عاقلی نباید ببرد. تمام اینها‏ ‎‏گزارش داده می‌شود كه وضع اینطور است، و تصریحاً خود این خبیث باید دستور بدهد‏ ‎‏كه بزنید. 15 خرداد را خود این خبیث از قراری كه گفتند در طیاره، در هلیكوپتر، چرخ‏ ‎‏می‌زد و فرمان می‌داده.»

 


ایشان همچنین درباره زبونی محمدرضا پهلوی در برابر امریكا فرمودند: «این بی‌عرضه‌ها [محمدرضا پهلوی و دارو دسته‌اش] كه در مقابل سلاطین یا در مقابل رئیس‌جمهورها، خصوصاً رئیس جمهور آمریكای بالفعل، این قدر خاضع‌اند و این قدر چاپلوس‌اند و خودشان را وابسته و پیوسته به آنها می‌دانند، همین بی‌عرضه‌ها، از بی‌عرضگی‌شان وقتی كه وارد می‌شوند در جمعیت خودشان چون مسلط هستند اینها را اذیت می‌كنند. آنجا دست‌بوسی می‌كنند و چاپلوسی وقتی می‌رسند به مملكت خودشان شروع می‌كنند به كارهای هرزگی.»[9]

 

علاوه بر این، امام در پیامی به ملت ایران به مناسبت كشتار وحشیانه مردم قم در 19 دی 56، رژیم پهلوی و آمریكا را به شدت مورد حمله قرار می‌دهند و به ملت ایران مژده می‌دهند كه «رژیم ستمگر شاه نفس‌های آخرش را می كشد» و تأكید می‌كنند كه «این قتل‌های بی‌رحمانه نشانه وحشت‌زدگی و حركات مذبوحانه است.»

 

حضرت امام(ره) در این پیام علاوه بر محكوم كردن رژیم منحوس پهلوی و تأكید بر ویرانی بنیادهای حكومت ارباب و نوكری محمدرضا پهلوی، بر مشی سیاسی "مبارزه قانونی" با رژیم پهلوی كه از سوی برخی از افراد و گروه‌های سیاسی چون نهضت ملی تعقیب و دفاع می‌شد خط بطلان كشیدند و راه مبارزه با رژیم پهلوی را در نفی كامل آن معرفی كردند و از همه مبارزین و انقلابیون خواستند «به آنها كه از چهارچوب قانون اساسی دم می‌زنند تذكر اكید دهند كه با این كلمه صحه بر رژیم سلطنتی فاسد موجود نگذارند كه تا این دودمان فاسد بر مقدرات كشور حكومت می‌كند نه از آزادی و استقلال كشور خبری است و نه مردم روی سعادت می‌بینند.»[10]

 

*** گزارش سفارت امریكا درباره قیام 19 دی ***

 

حماسه 19 دی نشان دهنده علاقه و تعصب مردم ایران به مرجعیت دینی و مشخصا امام خمینی (ره) بود. به علاوه این حركت، نقش نیروهای مذهبی در بیداری و قیام مردم را آشكار كرد. چنانچه سفارت امریكا در ایران به این موضوع توجه كرد و در گزارش خود به واشنگتن نوشت: «در دو هفته گذشته به خصوص به دنبال وقایع 19 دی قم نقطه نظرهای جناح مخالف مذهبی روشن‌تر شده است... واقعه قم باعث شده است كه شخصیت‌های مذهبی به شرایط سازمانی خود بیشتر دقیق شوند. ساخت پراكنده و همه گیر مذهبی ایران را شاید بتوان تنها منطقه مناسب برای فعالیت یك گروه مخالف در یك شبكه سرتاسری مملكت دانست... اگر وقایعی در رابطه با جامعه مذهبی چون آتش گشودن بر روی راهپیمایان اتفاق بیفتد، علایق مذهبی، نیروی انسانی عظیمی را برای انجام تظاهرات فراهم خواهد نمود.»[11]

 


پی نوشت ها:

 

1- حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان، چهارده سال رقابت ایدئولوژیك شیعه در ایران، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 958.

2- آنتونی پارسونز، غرور و سقوط، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 108.

3- حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان، چهارده سال رقابت ایدئولوژیك شیعه در ایران، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 963.

4- علی شیرخانی، حماسه 19 دی قم، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 86.

5- آنتونی پارسونز، غرور و سقوط، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 108.

6- آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده واقعه 19 دی قم.

7- ابراهیم طالبی دارابی، جایگاه قیام 19 دی 1356 در انقلاب اسلامی، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 93.

8- اسناد انقلاب اسلامی(اعلامیه ها، اطلاعیه ها، بیانیه ها، پیام ها، تلگراف ها و نامه های مجامع مذهبی و دینی)، جلد چهارم، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 387

9- صحیفه امام خمینی(ره)، جلد سوم، ص 300.

10- ابراهیم طالبی دارابی، جایگاه قیام 19 دی 1356 در انقلاب اسلامی، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 93.

11- حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان، یك سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 150.